مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - برهان وسط و طرف
متحرک غیر محرک (طرف) و یک محرک غیر متحرک (طرف) و دو تا وسط داریم که هر دو محرک متحرک هستند. آیا در اینجا چون وسطها دوتا شدند حکم وسط فرق میکند؟ نه، باز خصلت واسطه بودن یعنی اینکه هم متحرک است و هم محرک در اینجا هست. معنی وسط این است که محرکیتش متأخر است بر متحرکیتش، یعنی محرکیت آن متوقف است بر محرکیتِ محرک آن؛ به بیان دیگر این امر وسط نمیتواند بعدی را حرکت دهد مگر آنکه مافوق آن، آن را حرکت دهد.
در مقام مثال- گرچه این مثال تا حدی ضعیف است- مثل چند عدد چرخ است که توسط یک مبدأ نیرو به حرکت درمیآیند. این مبدأ نیرو یک چرخ را به حرکت درمیآورد ولی چون این چرخ مرتبط است با چرخهای دیگر، نیرو که از آن مبدأ نیرو به چرخ اول منتقل میشود، از چرخ اول به چرخ دوم منتقل میشود و از چرخ دوم به چرخ سوم و از آن به چرخ چهارم. چرخ چهارم حرکت نمیکند مگر بعد از آن که (این بعد رتبی است، بعد زمانی نیست) در مرتبه قبل چرخ سوم آن را به حرکت در آورده باشد و همینطور تا میرسد به مبدأ نیرو.
پس محرکیت آندو که در وسط هستند که هم متحرک هستند و هم محرک، متوقف بر محرکیت ماقبل خودشان است. حال اگر این وسط از دو تا هم بیشتر باشد، سه تا یا پنج تا یا ده تا باشد، در این جهت فرق نمیکند، یعنی از جهت واسطه بودن همه حکم واحدی دارند. روح برهان این است که ما این مطلب را درک کنیم که واسطه چه یکی باشد چه بیشتر در حکم واحد است. اگر واسطه بیست تا باشد باز حکم یک واسطه را دارد؛ یعنی این حکم بر آن صادق است که «لایحرک ما بعده الّا و حرّکه ما قبله» مابعدِ خود را حرکت نمیدهد مگر آنکه ماقبل آن، آن را حرکت دهد. حال اگر میلیاردها واسطه داشته باشیم باز این حکم درست است، یعنی حرکت این آخری فقط بر ماقبل خودش توقف ندارد بلکه بر همه توقف دارد. این امر آخری حرکت نمیکند مگر اینکه این میلیاردها را آن ماقبل میلیاردها به حرکت دربیاورد و در این جهت یکی با میلیاردها هیچ فرق نمیکند و این مجموع حکم یک واحد را پیدا میکند.
حال اگر ما به جای این یک میلیارد، بگوییم غیرمتناهیای که همه واسطه باشند و طرف نداشته باشد مسئله چه صورتی پیدا میکند؟ در این طرف (متحرک اخیر) متحرکی است که محرک نیست و از آن سوی دیگر، این سلسله متحرک