المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩٩ - فصل مبحث عوامل جزم
٣- آنكه جواب، فعل امر يعنى فعلى كه مطلوب با آن انجام كارى است باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى.
( اگر خدا را دوست داريد پس من را تبعيّت كنيد).
شاهد در « فاتّبعونى » است كه فعل امر بوده و چون جواب قرار گرفته واجب است با « فاء » بيايد.
٤- آنكه جواب، فعل نهى يعنى فعلى كه مطلوب با آن ترك كارى است باشد نظير آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و من يعمل من الصالحات و هو مؤمن فلا يخف ( كسى كه عملى از اعمال صالحه بجاى آورد، در حالى كه اهل ايمان باشد پس نبايد خوف و هراسى داشته باشد).
شاهد در « لا يخف» است كه طبق قرائت ابن كثير مجزوم بوده و نهى مىباشد و چون جواب قرار گرفته واجب است با فاء بيايد.
٥- آنكه جواب فعل مضارعى باشد كه برسرش سين يا سوف بيايد مانند:
ان تجلس فسوف اجلس عندك (اگر بنشينى پس عنقريب من نيز نزدت مىنشينم).
شاهد در « اجلس » است كه برسرش « سوف » درآمده و چون جواب قرار گرفته لازمست « فاء » برآن داخل شود.
٦- آنكه جواب فعلى باشد كه يكى از ادات نفى ذيل يعنى:
لن، ما، ان برسرش درآمده باشد مانند:
ان تضرب زيدا فلن اجالس معك (اگر زيد را بزنى پس هرگز با تو نشست و برخاست نميكنم).
شاهد در « اجالس » است كه برسرش « لن » درآمده و چون جواب قرار گرفته واجب است با « فاء » بيايد.
٧- آنكه جواب جمله اسميّه باشد مانند:
ان جائنى زيدفانا اكرمه (اگر زيد نزد من بيايد پس اكرامش مىكنم).
شاهد در جمله « انا اكرمه» است كه اسميّه بوده و چون جواب قرار گرفته واجب است با « فاء » بيايد.