المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٣٣ - مبحث ادغام
بصورت نظمى درآمده كه مشتمل است براهمّ از مطالب اين علم.
شارح گويد:
كلمه « عنيت » بضمّ عين بوده ولى ابن اعرابى حكايت كرده كه عين مفتوح است و لفظ « كمل » به تثليث ميم بوده يعنى ميم آنرا مضموم و مفتوح و مكسور مىتوان خواند.
و كلمه « نظما » بمعناى « منظوما » مىباشد و مراد از « جلّ المهمّات» معظم و اهمّ مقاصد علم نحو مىباشد.
سپس مصنّف از تكلّم به غيبت التفات كرده و گفته است:
نظم مذكور يعنى منظومه مذكور مشتمل است برخلاصهاى از كتاب كافيه زيرا ناظم اين اشعار مىخواهد كه تمام شائقين و طالبين علم ادب غنى بوده و هيچيك از آنها فقر و نيازى نداشته باشند.
شارح گويد:
كلمه « احصى » فعل ماضى است بمعناى جمع مختصرا « يعنى اين منظومه» در حالى كه مختصر است معذلك جامع مىاشد).
و مراد از « خلاصه » اينست كه اين منظومه مشتمل است برمطالب منقح از حشو و زوائد در كافيه و ناظم آن بسيارى از امثله و نقل خلافها را كه در كافيه مسطور است در اينجا ترك نموده و آن را كتابى مستقلّ كه تقريبا از نظر حجمثلث كافيه است قرار داده و علّت آن اينست كه خود وى در مصراع دوّم به آن اشاره كرده و گفته است:
جهتش آنست كه ناظم مىخواهد جميع طالبين غنى گشته و در هيچيك فقر و نيازى نباشد و البتّه اين غرض حاصل نمىشود مگر به آنچه در اين كتاب بطرزى كه مشاهده مىكنيد آوردهام زيرا سبك كافيه و نحوه تحرير آن موجب حصول چنين غرضى نمىباشد و جهتش آنست كه اين كتاب (كافيه) كبير و بزرگ بوده لاجرم همّت بسيارى از مردم قاصر از آنست كه به تمام مطالب و مندرجات آن توجّه كرده و آنها را بررسسى كنند لذا خود را به آنها مشغول نمىكنند در نتيجه حظّ و بهرهاى از علم عربيّت عائدشان نمىشود، بنابراين آنچه به نظر حشوو زائد مىرسيد را از آن حذف كرده و بقيّه مطالب را به صورت كتاب فعلى درآوردم تا غرض مزبور حاصل شود.
شارح گويد:
مصنّف جهل را به فقر و نياز به مال تشبيه كرده و اين تشبيه بسيار بجا است لذا برخى گفتهاند: