المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٩٦ - مبحث اماله
طرف ياء و فتحه قبل از آن را به جانب كسره.
با توجّه به اين تعريف مىگوئيم:
الفى كه بدل از ياء بوده در صورتى كه در طرف واقع شده باشد همچون الف « هُدى » و « هَدى » اماله مىشود يعنى فتحه قبل از آنرا به كسره و خودش را به ياء ميل مىدهند و نيز الفى كه ياء از آن نيابت كرده يعنى در برخى از تصاريف كلمه « ياء » بجاى آن قرار مىگيرد را بايد اماله نمود.
مصنّف مىگويد:
الفى كه ياء از آن نيابت كرده در حالى كه با آن حرف زائدى همراه نبوده يا نيابت ياء از آن شاذ نباشد اماله مىشود.
شارح مىگويد:
منظور اينست كه: همچنين الفى كه ياء در برخى از تصاريف كلمه از آن نيابت مىكند بايد اماله شود مشروط بدو شرط:
الف: آنكه نيابت ياء از آن شاذ و نادر نبوده.
ب: با الف مزبور حرف زائدى همراه نباشد.
مانند كلمه « حبلى » يعنى زن باردار.
چه آنكه در برخى از تصاريف اين كلمه يعنى تثنيه و جمع الف به ياء تبديل مىشود يعنى در تثنيهاش مىگوئيم: حبليان.
و در جمعش مىگوئيم: حبليات.
و چنانچه ملاحظه مىكنيم نه با الف حرف زائدى همراه بوده و نه نيابت و قرار گرفتن ياء بجاى الف شاذ و نادر مىباشد.
بخلاف كلمه « قفا » يعنى پشت چه آنكه در برخى از تصاريف اين كلمه اگرچه ياء بجاى الف قرار مىگيرد ولى همراهش حرف زائدى مىباشد چنانچه در تصغيرش گفته مىشود: قفىّ.
و در جمع مكسّرش مىگويند: قفىّ.
و همين طورى كه ملاحظه مىكنيم با الفى كه به « ياء » تبديل شده « ياء » زائده همراه مىباشد و همچنين اگر قلب الف به ياء در لغت شاذ و نادر مىباشد الف را نبايد اماله كرد مانند قلب الف « قفا » به ياء هنگام اضافه شدن به ياء در لغت قبيله هذيل كه مىگويند: قفىّ (بفتح قاف و فاء و تشديد ياء).