المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩١٥ - مبحث تصغير
مصنّف گويد:
كسى كه تصغير ترخيم مىنمايد، به اصل اكتفاء مىكند چنانچه در تصغير « مصطفى » مىگويد: عطيف.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر تصغير ترخيم او را روا داشته و آنرا جايز و شايع دانستيم البتّه در وقت تصغير ملزم و ناچار نيستيم كه آنچه زائد براصل است برگردانيم بلكه مىتوان باقى حروف زائد اعتبارى ندارند، بنابراين در تصغير: معطفى مىگوئيم: عطيف زيرا حروف اصلى « معطفى » عطف است و باقى زائد مىباشد از اينرو عطف را كه مصغّر كنيم عطيف مىشود چنانچه در تصغير:
حامد، حمدان، حمّاد، محمود و احمد مىگوئيم: حميد.
و همچنين در تصغير: قرطاس (كاغذ) مىگوئيم: قريطس.
زيرا الف در قرطاس زائد است.
تذكّر: لازم بتذكّر است تاء تأنيث ملحق به اصل بوده و در مصغّر آورده مىشود مشروط باينكه اسم مؤنّث ثلاثى باشد همچون: سوداء كه در تصغيرش سويدة مىگوئيم.
قوله: لانّه من العود: ضمير در « لانّه » به عيد راجع است.
قوله: و بالقلب عنه: ضمير در « عنه » به لين راجع است.
قوله: و ما يأتى فى البيت: يعنى و خرج بقيد « القلب عن اللّين» ما يأتى ...
قوله: باثباتها شذوذا: ضمير در « اثباتها » به ياء راجع است.
قوله: فى هابيل: نام شخصى است.
قوله: كما، علما: يعنى « ما » را علم براى كسى قرار دهند.
قوله: و من بترخيم يصغّر: تصغير ترخيم نوعى است از تصغير و آن عبارتست از تصغير حروف اصلى اسم بعد از حذف زوائد.
قوله: لانّه حقيقته: علّت است براى اكتفاء باصل و ضمير در « لانّه » به اصل راجع است.
قوله: و الحق به: ضمير در « به » به اصل راجع است.
قوله: يعنى المعطفى: اسم مفعول است و حروف اصلى آن « عطف » بمعناى جانب و طرف از هرچيزى است.