المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩١١ - مبحث تصغير
بردّ ما حذف منه (ما) دام (لم يحو غير التّاء ثالثا كما) علما فقل فيها: موىّ و كشفة فقل فيها: شفيهة بخلاف ما إذا حوى ثلاثة غير التّاء فلا تكمل، كجويه فى جاه.
( و من بترخيم يصغّر اكتفى بالأصل) و حذف الزائد لأنّه حقيقته و ألحق به تاء التّأنيث إذا كان مؤنّثا ثلاثيّا (كالعطيف يعنى المعطفا) و كحميد فى حامد و حمدان و حمّاد و محمود و أحمد و سويدة فى سوداء و قريطس فى قرطاس.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
انفصال را در كلمهاى كه برتثنيه يا جمع صحيح دلالت دارد مقدّر بگير.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: ديگر از مواضعى كه بايد برخى از حروف كلمه را از آن جدا فرض كرد تثنيه و جمع صحيح است چه آنكه علامت تثنيه و جمع را نمىتوان جزء كلمه قرار داد لاجرم هنگام تصغير نبايد حذف شوند از اينرو در تصغير: جداران (دو ديوار) و ظريفون (مردان خوشگفتار) و ظريفات (زنان خوشگفتار) كه علم قرار داده شدهاند مىگوئيم:، جديران و ظريفون و ظريفات.
كلمه « جلا » در متن مصنّف با جيم فعل ماضى است يعنى دلالت كند برجمع صحيح.
مصنّف گويد:
الف تأنيثى كه مقصوره بوده وقتى در مرتبه زائد برچهارم واقع شود هنگام تصغير ثابت نمىماند.
شارح گويد:
مشروطبه اينكه قبل از الف مقصوره مزبور حرف مدّى قرار نگرفته باشد چه آنكه تنها در اين صورت آنرا ثابت نگاه نداشته بلكه حذفش مىنمايند مانند:
قرقرى (اسم مكانى است) و لغّيزى (لانه موش صحرائى) كه در تصغير آنها مىگوئيم: قريقر و لغّيز.
مصنّف گويد:
و در تصغير حبارى مخيّرهستى بين گفتن حبيرى و حبيّر.
شارح گويد:
يعنى: در هركلمهاى كه الف مقصوره بوده و قبل از آن حرف مدّ باشد مانند: