المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤٧ - اوزان جمع قلة
چنانچه ملاحظه مىكنيم سه اسم مذكور يعنى: فلس، دلو، ظبى واجد شرائط مذكور بوده لاجرم جمعشان بروزن افعل آمده بخلاف كلمهاى كه اسم نبوده بلكه وصف باشد همچون: ضخم كه صفت مشبّهه بوده بمعناى درشت و بزرگ فلذا جمع آن بروزن افعل نيست.
البتّه وصفى كه جانب اسميّت در آن وصفيّتش غلبه داشته باشد جمعش بروزن افعل مىآيد همچون عبد (بنده) كه در اصل وصف و بمعناى مطيع مىباشد منتهى در وقت استعمال بمعناى اسمى بكار مىرود از اينرو جمعش بروزن افعل يعنى اعبد مىآيد.
و نيز بخلاف اسمى كه بروزن فعل بوده ولى معتلّ العين باشد نظير: سوط (تازيانه) و بيت (خانه) كه جمع آنها نيز بروزن افعل نيامده بلكه سياط و بيوت مىباشد.
البتّه بطور شاذّ و ندرت جمع برخى از اسماء معتلّ العين بروزن افعل آمده همچون: اعين جمع عين و اثوب جمع ثوب ولى همان طورى كه اشاره شد شاذ و كمياب است.
سپس شارح گويد:
طبق گفته مصنّف البتّهت اسم رباعى نيز جمعش براين وزن آمده در صورتى كه شرط ذيل در آن باشد:
مصنّف گويد:
مشروط باينكه اسم رباعى در داشتن حرف مدّ و مؤنّث بودن و تعداد حروف همچون عناق و ذراع باشد.
شارح گويد:
يعنى مشروط به سه شرط:
١- آنكه حرف سوّمش از حروف مدّ باشد.
٢- آنكه مؤنّث بوده بدون اينكه علامت تأنيث در آن ديده شود.
٣- تعداد حروف آن چهار تا باشد.
مانند: يمين (راست) كه جمعش ايمن است.
بخلاف اسمى كه واجد شرائط مذكور نباشد كه در اين صورت جمعش برغير وزن افعل مىآيد.
ناگفته نماند برخى از اسماء فاقد شروط ديده شده كه جمعشان بروزن افعل آمده ولى اين شاذ و نادر است همچون: قفل با اينكه رباعى نيست جمعش اقفل است يا