المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٥٢ - جواب شارح از انتقاد ابن هشام
وجود همزه وصل در اين كلمات سماعى است نه قياسى چنانچه الحاق همزه وصل در اثنين و امرء و تأنيث اين سه كلمه يعنى (ابن، اثنين و امرء) كه ابنة و اثنتين و امرئة مىباشد سماعى است.
مصنّف گويد:
و همچنين همزه وصل در « ايمن » سماعى است.
شارح گويد:
كلمه « ايمن » در قسم بكار مىرود و بگفته مصنّف همزهاش وصل بوده و آن سماعى مىباشد.
انتقاد ابن هشام
ابن هشام گويد:
شايسته و سزاوار است كه همزه در « ال » موصوله و « ايم » كه لغتى است در « ايمن » را همزه وصل قرار داده و ابندو را در عداد الفاظى كه همزه وصل سماعى دارند بشمرند در حالى كه ادباء چنين نكردهاند.
اگر گفته شود:
لازم نيست « ايم » را جداگانه و عليحدّه ذكر كنند زيرا « ايم » همان « ايمن » است كه لام الفعل آن حذف شده لذا وقتى گفتيم همزه « ايمن » سماعا همزه وصل است با همين عبارت متعرّض همزه « ايم » نيز شده و بيان كردهايم كه همزهاش سماعا همزه وصل است.
جواب شارح از انتقاد ابن هشام
شارح مىگويد:
انتقاد ابن هشام وارد نيست زيرا طبق گفتته وى پس بايد حضرات « ام » را كه لغتى است در « ال » نيز در زمره الفاظ ياد شده ذكر كنند و در مقام اشكال به ابن هشام بايد گفت پس چرا شما « ام » را مورد اشكال قرار نداده و آن را همراه « ايم » و « ال » نياورديد.
مصنّف گويد:
همزه « ال » نيز وصل مىباشد.