المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٢٢ - مبحث«اما»
جواب
اينكه « فاء » برجزء متأخّر در مىآيد نه جزء ما قبل و كلمهاى كه متّصل به « امّا » است جهتش آنستكه طبق آنچه گفتيم « امّا » حرف شرط محسوب مىشود حال اگر « فاء » بلافاصله بعد از آن درآيد بين حرف شرط و جزاء اجتماع مىشود و چون اين اجتماع نزد ارباب لسان مكروه و ناپسند است لذا جهت رفع آن بين « امّا » و « فاء » جزئى از كلام را فاصله مىآورند مانند:
امّا قائم فزيد (امّا شخص قائم پس زيد مىباشد).
و نظير:
امّا زيد فقائم (امّا زيد پس ايستاده است).
و همچنين مثال ديگر:
امّا زيدا فاكرم (امّا زيد را پس اكرامش كن).
يا همچون:
امّا عمروا فاعرض عنه (امّا عمرو را پس مورد اعراض قرار بده).
و چنانچه ملاحظه مىكنيم در تمام اين مثالها بين « امّا » و « فاء » فاصله است.
مصنّف گويد:
حذف « فاء » در نثر شاذ و قليل است مشروط باينكه با آن قولى نبوده كه حذف شده باشد.
شارح گويد:
مانند آنچه در فرموده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمده:
امّا بعد ما بال رجال (امّا بعد پس چيست خاطر و نيّت مردان).
تقدير: امّا بعد فما بال رجال مىباشد، پس « فاء » در نثر از ابتداء جواب حذف شده حال اگر با « فاء » قولى بوده كه حذف شده باشد حذف « فاء » نه تنها جايز است بلكه واجب بحساب مىآيد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فامّا الّذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم.
( امّا آنان كه صورتهايشان سياه شد به ايشان گفته مىشود: آيا بعد از آوردن ايمان كافر شديد؟)
تقدير: امّا الّذين اسودّت وجههم فيقال لهم اكفرتم الخ مىباشد.
پس چون با « فاء » يقال بوده و آن حذف گرديده است حذف فاء نه تنها قليل و