المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٠٢ - طريق آگاهى از تقدير تاء تأنيث در اسم
و از « فعيل » همچون « قبيل » غالبا تاء ممتنع بوده مشروط باينكه از موصوفش تبعيّت كند.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: وصفى كه بروزن فعيل بمعناى مفعول است همچون قتيل غالبا ممتنع است تاء تأنيث بخود بگيرد مشروط باينكه موصوفش در كلام مذكور باشد مانند:
رجل قتيل (مردى كشته شده) و امرئة قتيل (زنى كشته شده).
و چنانچه ملاحظه مىكنيم مذكّر و مؤنّث آن يكسان بوده و در هردو بدون تاء ذكر شده است.
و اينكه در برخى عبارات به مؤنّث اين وصف تاء ملحق شده همچون: ملحفة جديدة (ملافهاى نو و تازه).
نادر و كمياب مىباشد.
و بهرحال در صورتى كه اين وصف (فعيل) بمعناى فاعل بوده يا موصوفش در كلام مذكور نباشد يعنى از معناى وصفيّت مجرّد و برهنه بيايد البتّه « تاء » به آن ملحق مىگردد مانند: امرئة وجيهة (زنى زيبا).
در اين مثال « وجيهة » بمعناى فاعل است لذا تاء به آن ملحق گرديده است.
و نظير: ذبيحة (سر بريده شده).
چون موصوف آن مذكور نيست تاء را قبول كرده است.
و همچنين است كلمه « نطيحة » يعنى حيوانى كه بواسطه جراحت مرده است.
چه آنكه چون موصوف اين صفت مذكور نيست تاء را قبول كرده است تا بدينوسيله معلوم شود موصوفش مؤنّث مىباشد.
متن: «٧٦٣»
|
و ألف التّأنيث ذات قصر |
و ذات مدّ نحو أنثى الغرّ |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
الف: اسم، مضاف، مبتداء.
التأنيث: مضاف اليه.