المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٢٣ - مبحث ادغام
شارح گويد:
٢- فعل (بضمّ فاء و عين) مانند: ذلل.
٣- فعل (بكسر فاء و فتح عين) مانند: كلل.
٤- فعل (بفتح فاء و عين) مثل: لبب (عبارتست از چيزى كه به سينه چهارپايان بسته و بدين ترتيب حيوان را از واپس رفتن باز مىدارند و نيز به ريگهاى نازك و باريك گفته مىشود).
و همچنين شرط است كه قبل از حرف اوّل، حرف مدغمى وجود نداشته باشد مانند جسّس (در اين كلمه سه تا سين جمع شده كه دوّمى را در سوّمى ادغام نمىكنند زيرا قبل از دوّمى كه اوّل المتماثلين است حرف مدغمى قرار گرفته كه آن سين اوّل مىباشد. و نيز شرط است حركت آخر متماثلين عارضى نباشد مانند اخصص چه آنكه در اين كلمه حركت همزه را به صاد نقل دادهاند لاجرم ادغام در آن صورت نگرفته است.
مصنّف گويد:
و نيز كلمهاى كه در آن ادغام صورت مىگيرد همچون هيلل نباشد.
شارح گويد:
يعنى شرط ديگر آنست كه كلمه مورد ادغام ملحق نباشد مانند لفظ « هيلل » چه آنكه وقتى كسى كه بگويد: لا اله الّا اللّه اهل لسان مىگويند: هيلل فلان.
پس اين كلمه از الفاظ مستحدث و ملحقات بوده لذا ادغام در آن صورت نمىگيرد.
مصنّف گويد:
و در « الل » و نظير آن فكّ و عدم ادغام كه از اهل لسان نقل شده شاذ مىباشد.
شارح گويد:
منظور اينست كه اگر كلمه مستوفى و واجد تمام شروط ادغام بود و معذلك ادغام در آنصورت نگرفته باشد مانند الل السّقا (بوى ظرف آب تغيّر كرد).
كه در « الل » ادغام عملى نشده با اينكه تمام شرائط مذكور فراهم است، بايد آن را حمل برشذوذ و ندرت نمود و نظير آن است كلمه « اجلل » در عبارت:
الحمد للّه المليك الاجلل.
كه « اجلل » بفك ادغام آمده، اينگونه از كلمات همان طورى كه گفتيم شاذ و