المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١١٠ - فصل مبحث نقل حركت حرف عله به حرف ساكن صحيح
مىباشد مانند: عدا دو وجه جايز است:
١- تصحيح و عدم اعلال.
٢- اعلال.
منتهى تصحيح بهتر است لذا در اسم مفعولش بگو: معدوّ، بنابراين اگر وجه مرجوح را اختيار كردى در آن بگو: معدىّ.
بخلاف اسم مفعولى كه از فعل مكسور العين بناء شده همچون: مرضىّ يا از معتلّ اللّامى ساخته شده كه لامش ياء مىباشد همچون: مرمىّ كه اعلال در ايندو بهتر از تصحيح مىباشد.
مصنّف گويد:
اسمائى كه بروزن « فعول » بوده و داراى « واو » باشند در آنها دو وجه جايز است اعم از آنكه « واو » لام الفعل در جمع بوده يا در مفرد واقع شده باشد.
شارح گويد:
مقصود از « دو وجه» تصحيح و اعلال بوده و كلمه « ذا » به معناى صاحب بوده و حال است و عاملش « جاء الفعول» بضمّ فاء مىباشد و به هرصورت مثال آنچه مصنّف در اينجا گفته همچون: عصىّ و ابوّ و علوّ و عتىّ.
« عصىّ و ابوّ» شاهد هستند براى جمعى كه لام الفعلشان واو بوده لذا اوّلى اعلال شده و واوش را به ياء قلب كرده و دوّمى را صحيح آوردهاند.
چه آنكه « عصى » جمع « عصا » بوده و آن در اصل عصوى بوده يا واو و ياء در اين كلمه اجتماع كرده، اوّلى آندو ساكن مىباشد لذا آن را به ياء قلب كرده و در ياء دوّم ادغام نموده و سپس ضمّه صاد را به مناسبت ياء به كسره تبديل نموده عصىّ شد.
امّا « ابوّ »: جمع اب است كه در اصل « أبو » بوده پس آن را به حال خود باقى گذارده و هيچ اعلالى در آن صورت ندادهايم.
و امّا دو مثال اخير يعنى « علوّ » و « عتىّ » شاهد هستند براى مفرد كه اوّلى آندو را صحيح آورده و در دوّمى اعلال واقع شده است.
اصل « عتىّ » عتوّ بوده بروزن فعول، واو را به ياء قلب كرده، و ضمّه تاء را به كسره در نتيجه « عتىّ » شد.
لازم به تذكّر است كه « من » در كلام مصنّف، بيانيّه مىباشد.
مصنّف گويد: