المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٨٧ - اوزان جمع قلة
كه كلمه به آن تمام و ختم مىشود.
شارح گويد:
مراد اينست كه در اسم خماسى اگر حرف چهارمش يكى از حروف زائد يعنى أ- ت، الف، س، م، ن، و، ى، ه، ل.
باشد هنگام جمع تنها آنرا حذف كرده نه حرف آخر را كه كلمه با آن تمام و ختم مىشود چنانچه در جمع خدرنق (عنكبوت) مىگويند: خدارق.
ولى بهتر آنست كه حرف آخر را حذف كرده نه چهارم را يعنى در جمع كلمه مزبور بگوئيم: خدارن.
مصنّف گويد:
حرف زائد از كلمهاى را كه از چهار حرف تعدّى كرده و بيشتر است حذف كن مادامى كه حرف لين نبوده و بعدش حرفى قرار گرفته باشد كه كلمه به آن ختم مىشود.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هركلمهاى كه حروفش از چهار حرف بيشتر باشد در وقت جمع حرفى كه از حروف زوائد است را حذف مىكنند به دو شرط:
١- آنكه حرف زائد از حروف لين نباشد.
٢- آنكه حرف زائد ما قبل آخر واقع شده باشد.
بنابراين در جمع: سبطرى (نوعى از راه رفتن) مىگوئيم: سباطر و در جمع: فدوكس (شير) مىگوئيم: فداكس.
بخلاف كلمهاى كه حرف زائدش لين بوده و ما قبل آخر قرار گرفته باشد همچون: عصفور (گنجشك) و قنديل (چراغهاى مخصوصى كه در مشاهد آويزان مىكنند) و قرطاس (كاغذ) چه آنكه در جمع آنها حرف مزبور را حذف نكرده و مىگوئيم: عصافير، قناديل و قراطيس.
متن: «٨٢٩»
|
و السّين و التّامن كمستدع أزل |
إذ ببنا الجمع بقاهما مخلّ |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
السين: مفعول مقدّم براى « ازل ».