المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٨٦ - اوزان جمع قلة
صحاري و صحارى و عذاري و عذارى.
كلمه « القيس » در متن مصنّف همان قياس است و ايندو (قيس و قياس) مصدر هستند براى « قاس ».
و بهر تقدير مقصود مصنّف از اين فقره عبارت اينست كه اگر جمع كلمه مزبور را بروزن فعالي و فعالى بياورى قياس را تبعيّت كرده و برسماع اقتصار نكردى كنايه از اينكه دو وزن مزبور از اوزان قايسى جمع مكسّر محسوب مىشوند.
مصنّف گويد:
فعالىّ را جمع براى غير ذى نسبى كه معناى نسبت در آن جديد و حادث است قرار بده همچون كرسىّ كه در اينصورت از عرب متابعت كردهاى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هراسم ثلاثى كه داراى ياء نسبت بوده ولى اسم منسوب محسوب نشود زيرا ياء نسبت در آن حادث نبوده بلكه جزء اصل كلمه باشد همچون كرسىّ جمعش بروزن فعالىّ آيد لذا جمع كلمه مذكور كراسىّ مىباشد بخلاف بصرىّ (شخص منسوب به بصره) كه ياء در آن براى نسبت مىباشد لذا در جمعش بصارىّ نمىتوان گفت و خلاصه آنكه اگر جمع اسم ياد شده را بروزن فعالىّ بياورى در استعمالات عرب از ايشان متابعت كردهاى.
مصنّف گويد:
در جمع كلمهاى كه بيش از سه حرف دارد به فعالل و شبه آن البتّه نطق كن.
شارح گويد:
يعنى هركلمهاى كه غير از آنچه قبلا گفتيم بوده و داراى بيش از سه حرف باشد جمعش بروزن فعالل (بفتح فاء و كسر لام اوّل) يا شبه آن همچون افاعل (بفتح همزه و كسر عين) مىآيد بنابراين در جمع جعفر بگو جعافر و در جمع افضل بگو افاضل.
مصنّف گويد:
و نيز از اسم خماسى مجرّد قياسى است كه آخر آنرا در جمع حذف كنى.
شارح گويد:
فلذا در جمع سفرجل (گلابى) مىگوئى: سفارج بحذف « لام ».
مصنّف گويد:
حرف چهارم از خماسى كه شبيه بحرف زائد است گاهى حذف شده نه آن حرفى