المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٨١ - عوامل نصب
شاهد در « احدثك » است كه در جواب « صه » واقع شده و « صه » اسم فعلى است كه معناى امر دارد لذا « احدثك » مجزوم گرديده.
مصنّف گويد:
فعل مضارع بعد از فائى كه در جواب رجاء آمده منصوب مىشود همچون منصوب شدن فعلى كه به تمنّى منتسب است.
شارح گويد:
اين حكم از نظر فرّاء و مصنّف ثابت است و مثال آن اين آيه شريفه است:
لعلّى ابلغ الاسباب اسباب السّموات فاطّلع.
( تا شايد به درهاى آسمان راه يافته و برخداى موسى آگاه شوم).
شاهد در « اطّلع » است كه در جواب « لعلّ » كه رجاء است منصوب شده.
مصنّف گويد:
و اگر فعلى به اسم خالصى عطف شود « ان » آنرا منصوب مىكند اعمّ از آنكه « ان » در كلام مذكور بوده يا محذوف باشد.
شارح گويد:
مقصود از « اسم خالص» اسمى است كه از شباهت به فعل خالى باشد.
و مراد از عطف اين اسم، عطفش بوسيله يكى از ادات عاطفه همچون: واو، فاء، يا او و يا ثمّ مىباشد.
مثال منصوب شدن فعل مضارع بواسطه « ان » و عطف آن براسم خالص همچون فرموده حقتعالى: و ما كان لبشر ان يكلّمه اللّه الّا وحيا او من وراء حجاب او يرسل رسولا.
( و از رسولان هيچ بشرى را ياراى آن نباشد كه با خداوند سخن گويد مگر بوحى و الهام خدا يا از پس پرده غيب يا رسولى فرستد.
شاهد در « يرسل » است كه به « ان » مضمره منصوب شده و « او » آنرا به « وحيا » كه اسم خالص است عطف نموده.
و نظير قول ميمون همسر معوية بن ابى سفيان:
|
و لبس عبائة و تقرّ عينى |
احبّ الىّ من لبس الشفوف |
يعنى: و پوشيدن عباء و روشن بودن چشم من بواسطه ديدن اقوام نزد من محبوبتر است از پوشيدن جامههاى نازك فاخر.
شاهد در منصوب بودن « تقرّ » است به « ان » مقدّره بعد از واوى كه آنرا به