المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٠١ - طريق آگاهى از تقدير تاء تأنيث در اسم
چنانچه ملاحظه مىكنيم مذكّر و مؤنّث اين وصف يكسان مىباشند.
و منظور از « فعول فرع» آنست كه بمعناى مفعول باشد و اين وصف مؤنّثش با تاء است همچون:
جمل ركوب (شتر نر راهوار) ناقة ركوبه (شتر ماده راهوار).
ب: وصفى كه بروزن مفعال باشد مانند:
رجل مهذار (مرد بسيار هذيانگوينده) و امرأة مهذار (زن بسيار هذيانگوينده).
و چنانچه مىبينيم مذكّر و مؤنّث آن يكسان مىباشد.
ج: وصفى كه بروزن مفعيل باشد همچون:
رجل معطير (مرد بسيار خوشبو) و امرأة معطير (زن بسيار خوشبو).
و چنانچه ملاحظه مىكنيم مذكّر و مؤنّث آن يكسان مىباشد.
مصنّف گويد:
و همچنين است « مفعل ».
شارح گويد:
مانند رجل مغشم (مرد بىشرم) و امرأة مغشم (زن بىشرم).
سپس مصنّف گويد:
و آنچه از مذكورات تاء فارقه بخود گرفته است را بايد حمل برشذوذ نمود.
شارح مىگويد:
مانند قول اهل لسان كه مىگويند:
امرئة عدوة (زنى دشمن).
شاهد در « عدوّة » كه بروزن « فعول » بود و معذلك تاء قبول كرده است.
و مانند: امرئة ميقانه (زنى بسيار يقينكننده).
در اين مثال كلمه « ميقانه » با اينكه بروزن « مفعال » آمده تاء را قبول كرده است. و نظير:
امرئة مسكينة (زنى بىچيز و فقير).
در اين مثال كلمه « مسكينة » با اينكه بروزن « مفعيل » آمده تاء را قبول كرده است.
مصنّف گويد: