المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٠٣ - مبحث تصغير
حرفى كه مدّه افعال يا مدّه سكران و ملحق به آن را سبقت گرفته مانند حرف پهلوى ياء تصغير مىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: در تصغير حرفى كه قبل از الف « افعال » يا الف « سكران » و آنچه ملحق بايندو است قرار بگيرد مانند حرفى است كه پهلوى ياء تصغير كه قبلا شرحش گذشت واقع شود پس همانطورى كه اين حرف واجب است مفتوح باشد حرف قبل از الف نيز لازم است فتحه بگيرد.
مثال لزوم فتحه حرف قبل از الف افعال همچون: اجيمال در تصغير اجمال شاهد در « ميم » است كه مفتوح مىباشد.
و مراد از حرف قبل از الف سكران، راء است در تصغير آن چه آنكه مصغّر سكران، سكيران مىباشد.
و مثال اسمى كه ملحق به سكران است عثمان و نظير آن مىباشد چه آنكه در تصغير عثمان مىگوئيم: عثيمان و چنانچه ملاحظه مىكنيم حرف قبل از الف يعنى « ميم » مفتوح است.
مصنّف گويد:
الف تأنيث در صورتى كه ممدود باشد و همچنين تاء تأنيث جدا از كلمه محسوب مىشوند.
شارح گويد:
بنابراين در مصغّر اسم ايندو را نبايد حذف كرد اگر چه در جمع مكسّر حذف شوند چنانچه در تصغير: قرفصاء و سفرجلة مىگوئيم:
قريفصاء و سفيرجة.
مصنّف گويد:
همچنين است آنچه در آخر اسم منسوب اضافه مىشود و نيز آنچه دنباله مضاف و مركّب مىآيد.
شارح گويد:
يعنى ياء مشدّدى كه در آخر اسم منسوب اضافه مىشود نيز جدا از كلمه بحساب آمده الجرم در مصغّرش حذف نمىشود چنانچه در تصغير: عبقرى (مهتر و سيّد) مىگوئيم: عبيقري.