المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢٦ - استدلال برخى از ادباء جهت اصلى بودن«ضمن» و رد شارح
٢- فعلل (بكسر فاء و لام اوّل) مثل: زبرج (زينت).
٣- فعلل (بكسر فاء و فتح لام اوّل) همچون: قلفع (گُلى كه سنبلش ظاهر شده باشد).
٤- فعلل (بضمّ فاء و لام اوّل) نظير: دملج (بازوبند).
قوله: و الحبك ان ثبت فمن التداخل: كلمه « حبك » در آيه شريفه:
و السماء ذات الحبك.
معلوم نيست بكسر حا و ضمّ باء قرائت شده باشد و به فرض ثبوت چنين قرائتى بايد بگوئيم از باب تداخل در لغت است زيرا اين كلمه در يكى از لغات به ضمّ حاء و باء خوانده شده و در لغت ديگر بكسر آندو آمده حال اگر قارى حاء را مكسور و باء را مضموم خوانده باشد دو لغت مذكور را در هم داخل نموده و از تداخل آنها كلمه جديدى را احداث نموده است.
قوله: زهى: خوشنما شد دنيا.
قوله: كمذاكير: به مجموع نرينه و بيضتين گويند.
قوله: و هى لا شك ثوان عن المفردات: ضمير « هى » به مذاكير راجع بوده و كلمه « لا شك» يعنى بدون شك و لفظ « ثوان » يعنى فرع.
قوله: كعربد: يعنى اظهار مستى نمود.
متن: «٩٢٣»
|
و مع فعلّ فعلل و إن علا |
فمع فعلّل حوى فعلللا |
تجزيه و تركيب
واو: حاليه.
مع: اسم، مضاف، ظرف، متعلّق به « استقرّ » حال است از ما قبلش.
فعلّ: بكسر فاء و فتح عين و تشديد لام، مضاف اليه.
فعلل: معطوف است به « فعلّ » بحذف حرف عطف.
واو: عاطفه.
ان: حرف شرط.
على: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، فعل شرط، محلّا مجزوم است.