المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٢٧ - مبحث نسب
شارح گويد:
بلكه لازمست كه حذف شوند، بنابراين در نسبت به مكّه بگو: مكّى.
و اينكه در كلام عامّه مردم رائج است كه در نسبت به خليفه مىگويند: خليفتى.
از دو جهت اشتباه وجود دارد:
١- آنكه « ياء » را از آن حذف نكردهاند در حالى كه حذف آن لازم است چنانچه عنقريب شرحش خواهد آمد.
٢- آنكه « تاء » را از آن حذف نكردهاند و چنانچه گفتيم اين حذف لازم مىباشد.
مصنّف گويد:
و اگر مدّة تأنيث در مرتبه چهارم اسم واقع شده و آن اسم حرف دوّمش ساكن باشد قلب نمودن مدّ به « واو » نيكو است چنانچه حذف آن پسنديده و مستحسن مىباشد.
شارح گويد:
ضمير در « تكن » به مدّه تأنيث راجع بوده و كلمه « تربع » يعنى حرف مدّ در مرتبه چهارم از اسمى واقع شده باشد كه حرف دوّمش ساكن باشد.
و حاصل كلام آنكه در مورد مذكور سه وجه جايز است:
الف: آنكه حرف مدّ را به « واو » قلب مىكنيم بدون اينكه بين آن و لام الفعل كلمه فاصلهاى قرار دهيم لذا در اسم منسوب به « حبلى » مىگوئيم: حبلوىّ.
ب: آنكه حرف مدّ را به « واو » قلب كرده ولى بين آن و لام الفعل الفى فاصله قرار مىدهيم لذا در اسم منسوب به كلمه مذكور مىگوئيم: حبلاوى.
ج: آنكه حرف مدّ را در اسم منسوب حذف مىكنيم پس در منسوب به « حبلى » مىگوئيم حبلىّ.
شارح گويد:
از سه وجه مذكور مختار ما وجه دوّم مىباشد.
ناگفته نماند حذف حرف مدّ در موردى كه در مرتبه پنجم يا بيشتر واقع باشد لازم است چنانچه عنقريب انشاء اللّه خواهد آمد چنانچه اگر در مرتبه چهارم واقع شده ولى حرف دوّم كلمه متحرّك باشد باز حذف آن واجب مىباشد بنابراين در اسم منسوب به « حبارى » كه مدّ در مرتبه پنجم است بايد بگوئيم: حبارىّ.
و در اسم منسوب به جمزى (بفتح جيم و ميم يعنى سير سريع و تند) لازم است