المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠١٨ - مبحث تصريف
قبلا گفته شد كه اين قسم از كلمه غير متصرّف است.
البتّه برخى از كلمات هستند كه در عين اينكه از سه حرف كمتر مىباشند متصرّف بحساب مىآيند و آنها عبارتند از كلماتى كه بواسطه حذف در آنها تغيير پيدا شده يعنى در اصل سه حرفى بوده سپس برخى از حروفشان حذف شده و دو حرفى يا كمتر از آن گرديدهاند نظير: يد و ق و بع.
بايد توجّه داشت كه اين گونه از كلمات دو حرفى يا يك حرفى متصرّف هستند و از حكم مذكور مستثنا مىباشند.
مصنّف گويد:
اسم اگر مجرّد باشد منتهاى حروفش پنج تا است و اگر در آن حروف زائد باشد از هفت تا تجاوز نمىكند.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اسمى كه از حروف زائد مجرّد باشد منتهاى حروفش پنج تا است مانند سفرجل (گلابى) و اقلّ آن سه تا مىباشد همچون رجل (مرد) و مابين ايندو چهار حرفى است نظير جعفر (اسم است براى شخص).
و در صورتى كه حروف زوائد در آن باشد مجموع حروفش از هفت حرف تجاوز نكرده بلكه شش حرفى يا هفت حرفى است.
اسم شش حرفى مانند: انطلاق (رها شدن).
و اسم هفت حرفى مثل: استخراج (بيرون آوردن).
و گاهى بواسطه تاء تأنيث كه به آن ملحق مىشود از حروفش از هفت تا بيشتر مىشود مانند: قزعبلانة (حيوانى است پهن و شكم برآمدهاى دارد).
برخى از ادباء گفتهاند:
گاهى بواسطه غير « تاء » حروف آن از هفت تا بيشتر مىشود همچون:
كذّبذبان (بسيار دروغگو).
مصنّف گويد:
فتكه و ضمّه و كسره بده غير آخر ثلاثى را و اضافه كن ساكن كردن حرف دوّمش را تا بدين وسيله شامل ابنيه ثلاثى بشود.
شارح گويد:
مقصود آنست كه حرف اوّل و دوّم اسم ثلاثى را فتحه يا ضمّه و يا كسره بايد داد