المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٣٦ - حكم جمع مؤنث در اسم مقصور و ممدود
و چنانچه در « مسلمة » مىگوئيم: مسلمات.
البتّه براى جمع با الف و تاء احكام ديگرى هست كه مختص به آن بوده و در غيرش نمىباشد و مصنّف در ابيات بعدى به آنها اشاره كرده و گفته است:
به هراسمى كه عين الفعلش سالم از تضعيف و حرف علّه بوده و ثلاثى باشد اين حكم را اعطاء كن كه عين الفعل آن را در حركتى كه فاء الفعلش به آن شكل گرفته تابع قرار بده مشروط به اينكه اسم مذكور ظاهر شده باشد درحالى كه عين الفعلش ساكن بوده و نيز اسم مؤنّث محسوب شود اعمّ از آنكه با تاء ختم شده يا مجرّد از آن باشد.
شارح گويد:
بنابراين در جمع با الف و تاء كلمات ذيل:
جفنه (كاسهاى كه از چوب مىسازند) و دعد (نام زنى است) و سدره (درخت سدر) و هند (اسم زنى است) و غرفه (بالاكُن) و جمل (گداختن).
بگو:
جفنات و دعدات و سدرات و هندات و غرفات و جملات.
بخلاف غير سالم العين يعنى كلمهاى كه عين الفعلش مشدّد بوده يا حرف علّه داشته باشد مانند:
سلّة (طبق بزرگ) و كلّة (پرده نازك) و حلّة (برد يمانى) و جوزة (گردو) و ديمه (ابر) و صورة (شكل).
و نيز بخلاف اسم غير ثلاثى همچون: زينب (نام زنى است).
و بخلاف وصف مانند: ضحمة (درشت و كلفت).
متن: «٧٨٨»
|
و سكّن التّالى غير الفتح أو |
خفّفه بالفتح فسكلّا قد رووا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
سكّن: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، ثلاثى مزيد، باب تفعيل، متعدّى، معلوم.
التالى: به صيغه اسم فاعل، مفعول براى « سكّن ».
غير: مفعول براى « التالى » ، مضاف.
الفتح: مضاف اليه.