المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧١٣ - مبحث«لو»
نباشد به اين معنا كه جاى آن امر ديگرى قرار گرفته و تالى برآن نيز مترتّب قطعا از انتفاء شرط انتفاء تالى (جواب) لازم نمىآيد مانند:
لو كان هذا انسانا لكان حيوانا.
( اگر اين موجود انسان مىبود همانا حيوان مىبود).
يعنى انسان نيست ولى نمىتوان حكم كرد به اينكه حيوان هم نيست چه آنكه در حكم به ثبوت حيوان امر ديگرى بجاى « انسان » قرار مىگيرد مانند « فرس » و « بقر » و امثال ايندو و بعبارت ديگر:
حيوان اعمّ است از انسان و فرس و بقر و غير ايندو از اينرو اگر انسان منتفى شد حيوان منتفى نبوده بلكه ممكنست بجاى انسان فرس و بقر قرار گرفته باشند پس در مثال مذكور « لو » اگر چه مقتضى نفى شرط بوده ولى تالى يعنى جواب را منتفى نمىكند بخاطر آنكه شرط اوّل (علّت منحصره بودن شرط براى ثبوت جزاء) فراهم نيست.
و نيز اگر در موردى ثبوت جزاء با انتفاء شرط مناسب بود قطعا انتفاء شرط مستلزم انتفاء جزاء نمىباشد بلكه شرط منتفى ولى جواب ثابت است اعمّ از آنكه ثبوت جواب بطريق اولى مناسب با انتفاء شرط باشد مانند:
نعم العبد صهيب لو لم يخف اللّه لم يعصه.
( صهيب خوب بندهاى است اگر از خدا نمىترسيد گناه نمىكرد).
يعنى حالا كه عدم خوف (شرط) منتفى است و از خدا مىترسد بطريق اولى عصيان و گناه نمىكند، پس ثبوت عدم عصيان (جواب) هم برعدم خوف مترتّب بوده و هم برخوف منتهى ترتّبش برخوف بطريق اولى مىباشد.
يا آنكه ثبوت جواب بطريق مساوى باشد مانند:
لو لم تكنربيبتى فى حجرى ما حلّت لى، انّها لابنة اخى من الرضاعة.
( اگر آن زن ربيبه من و در دامنم نمىبود برايم حلال نبود زيرا دختر برادر رضاعى من بود).
يعنى حالا كه عدم ربيبه بودن منتفى بوده بلكه ربيبه بودن ثابت است باز برمن حلال نيست، پس ثبوت عدم حلّيّت ناشى از رضاعت (جواب) هم برعدم ربيبه مترتّب بوده و هم برربيبه بار مىشود و اين ترتّب نسبت بهردو مساوى مىباشد يعنى ازدواج با ربيبه (دختر همسر) حرام بوده همان طورى كه ازدواج با دختر خواهر رضاعى حرام است و ايندو از نظر حرمت با هم مساوى مىباشند.