المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٤٣ - شروط باب اخبار به«الذى»
در اين عبارت « الف و لام» موصوله و مبتداء است و « البطل » خبر آن مىباشد و « واقى » صله و ضمير متّصل بآن عائد مىباشد.
و بايد توجّه داشت كه از « زيد » در مثال: زيد قائم، نمىتوان بواسطه « الف و لام» اخبار كرد زيرا فعل در كلام موجود نيست تا از آن وصف و اسم فاعل اخذ كرده و آنرا صله الف و لام قرار دهيم.
چنانچه از « زيد » در مثال: ما زال زيد قائما (پيوسته زيد ايستاده بود) نيز نمىتوان بواسطه « الف و لام» خبر داد زيرا اگر چه در اين كلام فعل وجود دارد ولى شرطش اينست كه فعل مقدّم باشد و در اين مثال مقدّم نيست زيرا قبل از آن « ما » واقع شده و همچنين از « زيد » در مثال: كاد زيد يفعل (نزديك شد كه زيد انجام دهد) نيز نمىتوان اخبار كرد زيرا اگر چه فعل در آن مقدّم شده ولى متصرّف نيست.
سپس شارح گويد:
در جائى كه صله الف و لام ضميرى را كه بنفس الف و لام راجع است رفع دهد واجب است آنرا در صله مستتر گرفت لذا در مقام اخبار از « تاء » بلّغت من الزيدين الى العمروين رسالة (رساندم از جانب دو زيد به دو عمرو نامه را) مىگوئيم:
المبلّغ من الزيدين الى العمروين رسالة انا (آن كسى كه از جانب دو زيد به دو عمرو فرستنده نامه است من مىباشم).
در اين مثال « الف و لام» موصوله و مبتداء است و « مبلّغ » اسم فاعل و صله آن مىباشد و ضمير « هو » در آن مستتر است كه به « الف و لام» راجع بوده و ضمير « انا » خبر براى الف و لام است.
مصنّف گويد:
و اگر آنچه را كه صله الف و لام رفع داده ضميرى باشد كه بغير الف و لام عود كند بايد راز و منفصل آورده شود.
شارح گويد:
لذا در مقام اخبار از « زيدين » كه در مثال مذكور واقع است مىگوئيم:
المبلّغ انا منهما الى العمروين رسالة الزيدان (آن كسانى كه من از طرفشان به دو عمرو نامه را رساندهام عبارتند از دو زيد).
در اين مثال « الف و لام» موصوله و مبتداء است و « مبلغ » به صيغه اسم فاعل صله آن بوده و چون فاعل آن ضميرى است كه به الف و لام راجع نمىباشد بارز و