المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٥٣ - مبحث نسب
جزء اوّل را حذف كرده و جزء دوّم را منسوب مىنمائيم لذا در عبد الاشهل مىگوئيم:
اشهلىّ.
و اين تقرير در اينجا مؤيّد اشكال و انتقادى است كه در قسم سابق ما ايراد نموديم.
مصنّف گويد:
بواسطه ردّ نمودن لام در اسم منسوب حذف قبل از نسبت را ترميم و جبران نما مشروط باينكه برگرداندن لام در دو جمع صحيح يا تثنيه مألوف و مأنوس نباشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هراسمى كه قبل از نسبت لام الفعلش حذف شده باشد و هنگام تثنيه و جمع برگرداندن آن معهود و مألوف نباشد هنگام نسبت بمنظور ترميم و جبران حذفى كه قبل از نسبت صورت گرفته جايز است لام را برگردانند بنابراين كلمه « غد » كه در اصل « غدو » بوده و « واو » يعنى لام الفعل از آن حذف شده هنگام نسبت جايز است برگشته و بگوئيم: غدوىّ چه آنكه ردّ آن در تثنيه و جمعش معهود نيست زيرا تثنيه آن غدان و جمعش غدات مىباشد.
مصنّف گويد:
و حق محذوف بواسطه اين جمع (جمع صحيح) واجب الوفاء مىباشد.
شارح گويد:
منظور اينست كه هراسمى كه قبل از نسبت لام الفعلش حذف شده باشد و هنگام تثنيه و جمع برگرداندن آن معهود و مألوف باشد هنگام نسبت واجب است لام را برگردانند لذا در اسم منسوب به « اخ » و « عضه » مىگويند: اخوىّ و عضوىّ و غير آن جايز نيست.
مصنّف گويد:
اخت را به « اخ » و بنت را به « ابن » ملحق نما و يونس از حذف تاء اباء كرده است.
شارح گويد:
بنابراين در اسم منسوب به « اخت » تاء را حذف نموده و مىگويند: اخوىّ چنانچه در اسم منسوب به « بنت » ابتداء تاء را حذف كرده و سپس مىگويند: بنوىّ همان طورى كه در منسوب به « اخ » و « ابن » نيز چنين مىگويند منتهى در ابن ابتداء