المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٣٤ - مبحث كيفيت ساختن تثنيه و جمع صحيح در اسم مقصور و ممدود و مطالبى ديگر
هذا، و لهذا الجمع أحكام تخصّه أشار إليها بقوله: (و السّالم العين) من التّضعيف و الإعتلال (الثّلاثى) حالكونه (اسما أنل) أى إعطه (إتباع عين) منه (فاءه بما شكل) به من الحركات (إن ساكن العين مؤنّثا بدا) سواء كان (مختتما بالتّاء أو؟؟؟ منها، فقل فى جفنة و دعد و سدرة و هند و غرفة و جمل جفنات و دعدات و؟؟؟؟؟؟ و غرفات و جملات بخلاف غير السّالم العين، كسلّة و كلّة و حلّة و جوزة و ديمه و صورة، و غير الثّلاثى كزينب و الوصف كضخمة.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
در جمع اسم مقصور كه به روش تثنيه ساخته مىشود قاعده اينست كه آنچه بواسطهاش كلمه تكميل مىشود را حذف كنى.
شارح گويد:
اين حكم تنها در جمع اسم مقصور نبوده بلكه در جمع اسم منقوص نيز جارى است.
و بايد توجّه داشت مقصود از « جمع على حدّ المثنّى» همان جمع سالم يعنى جمعى است كه با واو و نون ساخته مىشود و منظور از « ما به تكمّلا» حرف آخر مىباشد بنابراين در جمع: موسى و قاضى مىگوئيم: موسون (در حال رفعى) و موسين (در حال نصب و جرّ). و قاضون (در حال رفعى) و قاضين (در حال نصب و جرّ).
موسى اسم مقصور بوده و قاضى اسم منقوص مىباشد.
مصنّف گويد:
و فتحه را باقى بگذار در حالى كه به آنچه حذف شده اشعار و اشاره مىنمائى.
شارح گويد:
مقصود اينست كه در اسم مقصور فتحه را باقى بگذار و بدين وسيله به آنچه از اخر اسم حذف شده يعنى الف مقصوره اعلام و اشاره نما.
و در اسم منقوص هنگام جمع ضمّه و كسره را باقى بگذار تا برحذف آخرين حرف اعلام نموده باشى بنابراين در موسى كه اسم مقصور است چه در حال رفعى و چه نصب و جرّى « سين » را بايد مفتوح نمود ولى در قاضى كه اسم منقوص است در حال رفعى « ضاد » را مضموم و در حال نصب و جرّى آنرا مكسور مىخوانند چنانچه گذشت.
ولى در اسم ممدود و صحيح بايد توجّه داشت كه هرچه در تثنيه انجام داديم در