المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٨٧ - فصل وقف به هاء سكت و احكام آن
نمىباشد.
شارح گويد:
وقف با هاء سكت در مثل « اعط » و « لم يعط» جايز بوده و اينطور نيست كه در جميع مواضع حتمى باشد مگر در موردى كه فعل بريك حرف همچون « ع » يا دو حرف كه يكى از آندو زائد است مانند « يع » در حال جزمى باقى مانده باشد چه آنكه الحاق هاء سكت در ايندو مورد لازم و واجب است لذا در حال وقف برآنها مىگوئيم: عه و لم يعه.
مصنّف گويد:
كلمه « ما » استفهاميّه در صورتى كه مجرور باشد الفش حذف مىشود و در حال وقف پهلوى آن هاء در مىآيد.
شارح گويد:
حذف الف از « ما » در فرض مذكور واجب است مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
يا اسديّا لم اكلته لمه |
لو خافك اليه عليه حرّمه |
يعنى: اى مرد منسوب به قبيله اسد براى چه آن را خوردى و به چه جهت اين كار را كردى اگر خداوند تو را ترسانيده بود برآن حرامش نموده بود.
شاهد در « لم » و « لمه » است زيرا در اصل « لما » بودند و چون لام جارّه برسر آنها درآمد الفشان را حذف نموديم و در دوّمى چون قف برآن كرديم پهلوى « ميم » هاء سكت داخل كرديم.
مصنّف گويد:
و حذف الف « ما » در غير موردى كه بواسطه اسم مجرور شده حتمى نيست بلكه تنها در همين مورد حذف واجبست مانند: اقتضى اقتضاء ما.
شارح گويد:
مقصود اينست كه حذف « ما » استفهاميّه در حال جرّ جايز بوده و اين طور نيست كه در جميع مواضع واجب باشد مگر در موردى كه « ما » بواسطه اسم مجرور شده باشد مانند اينكه گفته شود: اقتضى اقتضاء ما.
در اين مثال حذف « الف » از « ما » واجب بوده لذا بايد بگوئيم:
اقتضى اقتضاءم.
و در صورت وقف بايد بگوئيم: اقتضى اقتضاءمه.