المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠١٢ - مقاله شارح در جواب ابن هشام
الفى كه قبل از آن واقع است يعنى الف بعد از « ميم » اماله مىشود.
الف بعد از ميم تالى كسره است يعنى بعد از ميم قرار گرفته كه ميم نيز بعد از كسره مىباشد و قبلا گفته شد كه چنين الفى اماله مىشود حال الف دوّم كه بعد از آن قرار گرفته بجهت تناسب با آن اماله مىشود.
و نيز مانند الف « تلا » در فرموده حقتعالى:
و القمر اذا تلاها ( قسم به ماه كه تابع آفتاب است).
شاهد در الف « تلا » است با اينكه در اصل « واو » بوده نه ياء تا استحقاق اماله را داشته باشد معذلك براى مجرّد تناسب آخر آيات با هم آن را اماله مىكنند چه آنكه آيه قبل از آن «والشمس و ضحاها» و آيه بعد از آن «والنّهار اذا جلّيها» مىباشد و الف در اين آيات و آيات ديگر كه بعد قرار گرفتهاند اماله مىشود لاجرم بمناسبت آنها الف « تلاها » را نيز اماله مىكنيم.
مصنّف گويد:
كلمهاى ا كه متمكّن (معرب) نيست با قطع نظر از سماع اماله مكن مگر « ها » و « نا » كه اگر چه غير معرب هستند ولى معذلك اماله مىشوند.
شارح گويد:
منظور از « لم ينل تمكّنا» به تمكّن و اعراب نرسيدده يعنى مبنى باشد نظير: الحجّاج وراء (حجّاج در وراء) مىباشد.
شاهد در الف « وراء » است با اينكه مبنى بوده معذلك از عرب شنيده شده كه اين الف را اماله مىكنند.
پس اين مثال شاهد است براى مبنى كه از عرب شنيده شده آنرا اماله مىكنند و همچنين مانند حروفى كه در فواتح سور قرار گرفتهاند (حروف مقطعه) نظير:
صاد- قاف- كاف كه الف آنها را عرب اماله مىكنند.
بلى تنها كلمه « ها » و « نا » است كه قياسا اماله شده با اينكه مبنى مىباشند.
مصنّف گويد:
فتحه قبل از كسره رائى كه در طرف قرار گرفته است را اماله كن مانند:
للايسرمل.
شارح گويد:
مقصود فتحه « سين » مىباشد كه اماله مىشود.