المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٢٩ - مبحث كيفيت ساختن تثنيه و جمع صحيح در اسم مقصور و ممدود و مطالبى ديگر
ديگرى بوده و سپس از آن اصل به حرف فعلى يعنى همزه بدل شده باشد مانند كساء و حياء كه در اصل كساو و حياى بودهاند هنگام تثنيه در آن وجه جائز است:
١- آوردن تثنيه آن با همزه.
٢- آوردن تثنيهاش با واو.
لذا در تثنيه اسماء مذكور مىگوئيم:
علباوان و علباآن، كساوان و كساءان، حياوان، و حياآن.
ولى مصنّف در شرح كافيه گفته است:
در اسم ممدود اوّل كه همزهاش به منظور الحاق باشد (علباء) اعلالش ارجح از تصحيح بوده بدين ترتيب گفتن: علباآن بهتر از علباوان مىباشد ولى در اسم ممدود دوّم كه همزهاش بدل از واو يا ياء باشد امر بعكس است يعنى تصحيح آن بهتر و ارجح از اعلالش مىباشد از اينرو گفتن كساآن و حياآن بهتر است از كساوان و حياوان.
مصنّف گويد:
و غير آنچه ذكر شد را صحيح قرار بده و اعلال مكن.
شارح گويد:
مانند اسم ممدودى كه همزهاش اصلى باشد همچون: قرّاء كه در تثنيه آن مىگوئيم: قرّاآن (دو قارى).
مصنّف گويد:
و آنچه شاذّ و نادر است برنقل از عرب منحصر مىشود.
شارح گويد:
يعنى هركلمهاى كه برخلاف اين قواعد مذكور آمده باشد سماعى بوده و برنقل از عرب بايد اكتفاء شود چنانچه اهل لسان در تثنيه: خوزلى (نوعى از راه رفتن) خوزلان و در حمراء، حمرايان و در عاشوراء، عاشوراءان و در كساء كسايان و در قرّاء، قرّاوان مىگويند در حالى كه قياس و قاعده مقتضى است در آنها بگوئيم:
خوزليان و حمراوان و عاشوران و كساوان يا كساءآن و قرّاءان.
امّا در خوزلى بخاطر آنكه گفتيم در هراسم مقصور زائد برسه حرف الفش در وقت تثنيه قلب بياء مىشود.
و امّا در حمراء جهتش آنست كه گفتيم قاعده در هراسم ممدودى كه همزهاش بدل از الف تأنيث باشد اينست كه وقت تثنيه همزهاش بدل به واو مىشود.