المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧١٢ - مبحث«لو»
سايرين مىباشد.
بعضى از ارباب تحقيق نيز در اين مورد بيانى ايراد كرده كه با مقاله مصنّف موافق است او گفته:
بدو شرط « لو » مقتضى نفى تالى شرط (جواب) نيز مىباشد:
١- آنكه جواب با شرط مناسب بوده يعنى لازمه آن باشد.
٢- آنكه امر ديگرى جاى شرط را نگيرد.
مانند فرموده حقتعالى:
لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا.
( اگر در زمين و آسمان خدايانى مىبودند غير از حقتعالى همانا زمين و آسمان فاسد مىگشتند).
در اين آيه شريفه چون دو شرط مذكور موجود و فراهم است مقتضاى « لو » هم نفى تالى (شرط) بوده و هم نفى تالى شرط يعنى جواب لذا ملتزم مىشويم هم بودن خدايان در زمين و آسمان منفى است و هم فساد آسمان و زمين منتفى مىباشد.
و امّا وجود دو شرط بيان آن چنين است:
فساد و بطلان كه جواب است با تعدّد اله قطعا تناسب دارد زيرا در صورت تعدّد هركدام رأيى غير از رأى ديگرى و مشيّت و خواستهاى مغاير با خواسته ديگرى دارند كه اعمال اين دو خواسته و جامه عمل پوشاندن به هردو بناچار منجر به فساد و زوال آسمان و زمين مىگردد چنانچه در مملكت و سرزمينى اگر دو فرمانروا بخواهند حكومت كنند بدون ترديد سر از هرج و مرج و آشفتگى در مىآورد، پس فساد مناسب با تعدّد اله است.
و نيز مىدانيم جاى تعدّد اله را چيز ديگرى نگرفته و باصطلاح علّت منحصره فساد آسمان و زمين همين تعدّد اله مىباشد و پرواضح است در چنين صورتى وقتى علّت منحصره فساد نفى شد فساد نيز منتفى مىگردد چه آنكه نفى علّت مساوى با نفى معلول مىباشد.
بنابراين اگر دو شرط مذكور موجود نباشند تالى يعنى جواب منتفى نبوده اگر چه شرط ممتنع و منفى باشد.
توضيح و شرح
اگر در موردى تالى مناسب و لازمه شرط بوده ولى شرط علّت منحصره براى آن