المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٩٧ - طريق آگاهى از تقدير تاء تأنيث در اسم
و همچنين براى تأكيد مبالغه مىآيد مانند: نسّابه (بسيار بسيار عالم به علم نسب).
و نيز براى تأكيد تأنيث آيد مثل: نعجة (گوسفند ماده حتما).
و همچنين براى تعريب (عربى نمودن كلمه) مىآيد همچون: كيالجه، چه آنكه اين كلمه جمع كيلجه بوده و آن بدون تاء لفظ عجمى بوده و وضع شده است براى نوعى از آلت كيل و وزن منتهى اعراب وقتى آنرا استعمال كردند در مفرد و جمع « تاء » آوردند تا بدينوسيله بفهماند اين كلمه عربى گرديده است.
و نيز گاهى آنرا عوض از فاء الفعل محذوف مىآورند نظير: عدة كه در اصل « وعد » بوده، سپس فاء الفعل يعنى « واو » را حذف كرده و بجاى آن « تاء » به آخرش ملحق كرديم.
چنانچه گاهى آنرا عوض از عين الفعل محذوف مىآورند مانند: اقامه، اين كلمه در اصل اقوام بروزن « افعال » بوده سپس « واو » را حذف كرده و عوض از آن « تاء » به آخرش ملحق نمودند.
و در پارهاى اوقات آن را عوض از لام الفعل محذوف مىآورند مثل: سنة كه در اصل « سنو » بود و پس از حذف « واو » يعنى لام الفعل « تاء » را عوض آن آوردند.
و نيز گاهى آنرا عوض از حرف زائدى مىآورند كه حرف مزبور به منظور افاده معنائى به كلمه اضافه شده همچون: اشعثى و اشاعثة.
شاهد در « تاء » اشاعثة است چه آنكه مفرد آن « اشعثىّ » با ياء نسبت بوده كه ياء از حروف زوائد و به منظور افاده نسبت آورده شده و در جمعش پس از حذف آن بجايش « تاء » افزوده شده است.
چنانچه گاهى حرف زائد بمنظور افاده معنائى نيست در اين فرض نيز اگر آنرا حذف نموديم « تاء » عوضش آورده مىشود مانند: زنديق و زنادقه.
كلمه « زنادقه » جمع « زنديق » است و « ياء » در آن زائد بوده ولى به منظور افاده معنائى نيست حال آنرا در جمعش يعنى « زنادقه » حذف كرده و چنانچه مشاهده مىشود بجايش « تاء » در آخر كلمه اضافه نمودهايم.
و همچنين « تاء » را عوض از تشديد و تضعيف باب تفعيل گاهى قرار مىدهند همچون تزكيّة كه على القاعده بايد تزكىّ (بتشديد ياء) گفته شود ولى تشديد را حذف و بجاى آن تاء به آخرش ملحق نمودهاند.
قوله: و لذلك: يعنى و بخاطر فرع بودن تأنيث نسبت به تذكير.