المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨١٧ - فصل شرح اوزان اسم ممدود
آخر: به صيغه اسم فاعل، مضاف اليه.
الف: مفعول براى « استحقّ ».
فاء: شبه رابط.
المدّ: مبتداء.
فى: حرف جارّ.
نظيره: مضاف و مضاف اليه، مضاف مجرور به « فى » است متعلّق به « عرف » مىباشد.
حتما: حال است از « المدّ ».
عرف: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول، ثلاثى مجرّد، از باب ضرب، يضرب، متعدّى، خبر براى « المدّ » و جمله اسميّه « المدّ عرف» خبر است براى « ما ».
ترجمه:
و هراسمى كه استحقاق داشته باشد قبل از آخرش الف درآيد حتما در نظيرش الف ممدوده وجود دارد.
متن: «٧٧٥»
|
كمصدر الفعل الّذى قد بدئا |
بهمز وصل كارعوى و كارتأى |
تجزيه و تركيب
كاف: حرف جرّ.
مصدر: مجرور به « كاف » ، متعلّق به « استقرّ » خبر براى مبتداء محذوف و تقدير آن: ذلك كمصدر الفعل مىباشد، مضاف.
الفعل: مضاف اليه، موصوف.
الّذى: صله، صفت براى « الفعل ».
قد: بمعناى تحقيق، حرف غير عامل، مبنى.
بدئا: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، مجهول، ثلاثى مجرّد، از باب منع، يمنع، مهموز اللّام، الفش براى الحاق است، متعدّى صله و عائد براى « الذى ».
باء: حرف جرّ.
همز: مجرور بباء، متعلّق به « بدئا » ، مضاف.