المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢٤ - مبحث تصريف
سؤال
اگر انتقال از كسره به ضمّه ثقيل بوده و همين معنا علّت سقوط و اهمال وزن « فعل » در اسماء است پس چرا برخى از اسماء به اين وزن آمدهاند مانند: حبك.
جواب
اوّلا: كلمه مذكور ثبوتش معلوم و حتمى نيست.
ثانيا: بفرض ثبوت از باب تداخل دو لغت در هم مىباشد.
سپس شارح گويد:
و عكس آن يعنى فعل (بضمّ فاء و كسر عين) در اسماء نادر و كمياب است.
و سرّ كمياب بودن اين وزن در اسماء آنست كه:
حضرات ادباء قصدشان اينست كه وزن مذكور را به فعل مجهول كه به مفعول نسبت داده مىشود اخصاص دهند ولى در عين حال برخى از اسماء براين وزن آمدهاند كه از جمله آنها:
دئل (اسم است براى حيوان كوچكى)، دئم (اسم است براى حلقه دبر)، وعل (گوسفند كوهى) مىباشد.
مصنّف گويد:
فتحه و ضمّه و كسره بده حرف دوّم از فعل ثلاثى را و زياد كن مثل « ضمن » را.
شارح گويد:
مقصود اينست كه ابنيه اصلى فعل ثلاثى مجرّد طبق آنچه سيبويه ذكر كرده سه تا است به اين شرح:
فعل: مانند: ضرب.
فعل: همچون: ظرف.
فعل: مثل: علم.
البتّه برخى از ادباء مثل « ضمن » بضمّ ضاد و كسر ميم را به ابنيه اصلى ثلاثى مجرّد افزودهاند امّا صحيح آنست كه اين وزن اصل نبوده بلكه از فعل مبنى براى فاعل (فعل معلوم) تغيير داده شده است (يعنى فعل مجهول مىباشد).