المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٦١ - مبحث ابدال
و نيز مثل « هراوه » وقتى جمع بسته شود همزه آن را به « واو » بايد قلب نمود زيرا جمع آن « هرائى » شده سپس بخاطر سنگينى همزه را مفتوح ساخته و پس از آن به ياء قلب شده و هرايى مىگردد و چون اجتماع دو حرف متماثل در يك كلمه مكروه مىباشد براى رفع آن ياء اوّل را به « واو » قلب كرده « هراوى » مىگردد.
مصنّف گويد:
« واو » اوّل را به همزه بايد ردّ نمود به شرطى كه در ابتداء كلمه بوده و به « ووفى » شباهت نداشته باشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: هرگاه دو « واو » در يك كلمه پشت سر هم باشند اوّلى را به همزه مبدّل مىكنند مشروط به دو شرط.
الف: در ابتداء كلمه باشند.
ب: شباهت به « ووفى » نداشته باشند.
مانند: اواصل كه در اصل و واصل بوده سپس واو اوّل را به همزه بدل نموديم بخلاف آنجائى كه در ابتداء كلمه واقع شده ولى شباهت به « ووفى » داشته باشند.
مقصود از « شبيه به ووفى» كلمهاى است كه داراى دو واو بوده و دوّمى آنها از « الف » فاعل به واو قلب شده باشد چه آنكه اصل « ووفى » وافى بوده و آن ماضى معلوم بوده سپس مجهولش كرديم در نتيجه واو دوّم از الف پديد آمد.
و به هرصورت در كلمه « ووفى » و آنچه شبيه به آن باشد، واو دوّم را به همزه قلب و تبديل نمىكنيم.
متن: «٩٤٩»
|
و مدّا ابدل ثانى الهمزين من |
كلمة ان يسكن كاثرو أوتمن |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
مدّا: مفعول دوّم براى « ابدل ».
ابدل: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر.
ثانى: اسم، مضاف، مفعول اوّل براى « ابدل ».
الهمزين: مضاف اليه.