المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٦٠ - مبحث ابدال
قلائد و صحائف و عجائز در جمع قلاده و صحيفه و عجوزه.
و چنانچه ملاحظه مىكنيم در مفرد اين سه كلمه حرف مدّ در مرتبه سوّم قرار گرفته و زائد بوده لاجرم در جمع آنها به همزه مبدّل شده است بخلاف مفردى كه حرف مدّ در آن زائد نباشد كه در اين صورت در جمع آن حرف مدّ را به همزه مبدّل نمىكنند بلكه به همان هيئت ذكر مىنمايند همچون مفازه و مسيره و مثوبة كه در جمع آنها مىگوئيم: مفاوز و مساير و مثاوب.
مصنّف گويد:
و همچنين است حرف دوّم از دو حرف لينى كه در دو طرف مدّ مفاعل قرار گرفتهاند مانند جمع نيّف.
شارح گويد:
يعنى و همچنين بايد بگوئيم حرف دوّم از دو حرف لينى كه در دو طرف مدّ مفاعل قرار گرفتهاند به اين معنا كه يكى از آندو قبل از آن و ديگرى بعدش آمده و بدين ترتيب حرف مدّ در وسط آنها واقع شده است به همزه مبدّل مىشود چنانچه شخص اديب كلمه « نيّف » را بر « نيائف » و « اوّل » را بر « اوائل » و « سيّد » را بر « سيائد » جمع مىبندد بخلاف مثل طواويس كه جمع طاووس بوده و چون بروزن مفاعل نبوده بلكه بروزن مفاعيل است لاجرم « واو » دوّم كه حرف لين است به همزه تبديل نشده.
لازم به تذكّر است كه فاعل كلمه « جمع » در عبارت مصنّف را به تبعيّت از وى در كافيه محذوف و در نيّت گرفته و آن را « شخص » قرار دادم.
مصنّف گويد:
در كلمهاى كه لام الفعلش اعلال مىشود مىبايد همزه را فتحه داده و آن را به « ياء » ردّ نمائى و در مثل « هراره » همزه را بايد به « واو » قلب كرد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: همزهاى كه از حرف لين دوّم يعنى لينى كه بعد از مدّ مفاعل واقع است بدل شده بايد مفتوح شده و به ياء رد شود و اين قاعده در كلمهاى است كه لام الفعلش حرف علّه باشد مانند:
قضيّه و قضايا كه اصل آن قضائى بوده سپس همزه را به ياء مفتوح بدل كرده و پس از آن يائى را كه در طرف قرار گرفته بخاطر تحرّك و مفتوح بودن ما قبلش به الف قلب نموديم.