المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٢٦ - مبحث نسب
يائى را كه اهل لسان بمنظور افاده نسبت در آخر اسم مىآورند ياء مشدّد است مانند ياء در: كرسىّ.
و همان طورى كه مصنّف گفته هرحرفى كه پهلو و قبل از ياء نسبت قرار گرفته مىبايد مكسور باشد چنانچه در نسبت به « احمد » مىگويند: احمدىّ.
و همان طورى كه ملاحظه مىكنيم هم « ياء » آخر مشدّد است و هم حرف پهلوى آن يعنى « دال » كسره دارد.
مصنّف گويد:
و يائى كه مثل ياء نسبت هست را از كلمهاى كه مشتمل برآنست حذف كن.
شارح گويد:
مقصود آنست كه هريائى كه يا از نظر داشتن تشديد و يا از حيث افاده نسبت كردن مانند ياء نسبت است هنگام منسوب نمودن كلمه لازم است از آن حذف شود مشروط باينكه قبل از آن سه حرف باشد لذا در نسبت به كرسىّ و شافعىّ مىگوئيم: كرسىّ و شافعىّ.
و ما نديديم كه كسى در اسم منسوب به « شافعى » بگويد: شفعوىّ و در اين استعمال مدركش كلمه « موسوى » اسم منسوب به موسى بوده كه « شفعوىّ » را به آن قياس كرده باشد اگر چه البتّه پارهاى از فقهاء كلمه مزبور را بكار بردهاند و مىتوان آنرا حسن و نيكو دانست زيرا گفتن « شافعىّ » بعنوان اسم منسوب با « شافعىّ » غير منسوب اشتباه مىشود در حالى كه اين اشتباه در « شفعوىّ » پيش نمىآيد ولى در عين حال قاعده همانست كه گفته شد و بيان كرديم كه در اسم منسوب به شافعىّ بايد ياء را از آن حذف كرده و بجايش ياء مشدّد همچون خودش بگذاريم.
و بهر صورت اگر قبل از « ياء » مماثل با ياء نسبت دو حرف باشد همچون: علىّ در آن دو وجه جايز است:
١- حذف ياء همچون موردى كه حرف قبل از ياء سه تا يا بيشتر باشد.
٢- قلب آن به « واو » مثلا در مثال مذكور بگوئيم: علوىّ.
و اگر حرف پيش از « ياء » يكى باشد حكم آن انشاء اللّه در ضمن كلام مصنّف كه گفته: و نحو حىّ فتح ثانيه يجب، خواهد آمد.
مصنّف گويد:
و تاء تأنيث يا الف تأنيث را هنگام نسبت البتّه ثابت نگه مدار.