المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦٦ - عوامل نصب
« او » قرار گرفته باشد مشروط به اينكه بتوان در جاى « او » كلمه « حتّى » كه بمعناى « الى » است يا « الّا » را قرار داد مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
لاستسهلنّ الصّعب او ادرك المنى |
فما انقادت الآمال الّا لصابر |
يعنى: هرآينه امور صعب و مشكل را آسان مىشمرم تا به آرزوهايم برسم، پس آمال و آرزوها حاصل نخواهند شد مگر براى شخص صابر و شكيبا.
شاهد در « ادرك » است كه بواسطه « ان » مقدّره منصوب شده زيرا بعد از « او » واقع شده كه اگر بجاى آن « حتّى » يا « الّا » بگذاريم معناى كلام فاسد نمىشود.
و مانند آنچه در قول زياد اعجم آمده:
|
و كنت اذا غمزت قناة قوم |
كسرت كعوبها او تستقيما |
يعنى: و هرگاه تكان داده و مىفشردم نيزه قومى را كعبهاى آن را مىشكستم مگر آنكه راست مىگردد آن نيزه.
شاهد در « تستقيما » است كه بواسطه « ان » مقدّره منصوب شده زيرا بعد از « او » قرار گرفته كه اگر بجاى آن « حتّى » يا « الّا » بگذاريم معناى كلام صحيح مىباشد.
مصنّف گويد:
اضمار و تقدير « ان » بعد از « حتّى » ، حتمى و قطعى است مانند قول شما كه مىگوئى:
جد حتّى تسرّ ذا حزن.
يعنى: بخشش كن تا مسرور گردانى شخص محزون را.
سپس مصنّف گويد:
البتّه البته فعلى كه بعد از « حتّى » قرار گرفته را رفع بده در حالى كه به معناى حال يا مؤّل به آن باشد ولى اگر مستقبل بود آنرا نصب بده.
شارح گويد:
مثال فعلى كه به معناى حال بوده و بعد از « حتّى » مرفوع آمده مانند:
سرت البارحة حتّى ادخلها (سير كردم شب گذشته تا داخل آنجا شدم).
شاهد در « ادخلها » است كه به معناى حال بوده لذا مرفوع آمده چه آنكه دخول در حال تكلّم واقع شده است.
و مثال فعلى كه مؤّل بحال بوه همچون فرموده حقتعالى:
و زلزلوا حتّى يقول الّرسول.