المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦٧ - عوامل نصب
( و هراسان بودند تا آنگاه كه رسول و گروندگان به او گفتند ...).
شاهد در « يقول » است كه بعد از « حتّى » قرار گرفته و در قرائت نافع مرفوع آمده زيرا مؤّل بحال است زيرا « يقول » در مقام حكايت حال بوده و اينگونه از افعال اگر چه در واقع معنايشان ماضى باشد ولى تأويل بحال برده مىشوند.
سپس شارح گويد:
همان طورى كه مصنّف گفته در صورتى كه فعل بعد از « حتّى » بمعناى مستقبل يا مؤّل به آن باشد نصبش واجب و لازمست.
مثال فعلى كه بمعناى مستقبل باشد همچون فرموده حقتعالى:
فقاتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء.
( پس با آن طائفه ظالم قتال كنيد تا به فرمان خدا آيند).
شاهد در « تفىء » است كه بعد از « حتّى » آمده و چون زمانش مستقبل است منصوب گرديده است.
و مثال فعلى كه مؤوّل به مستقبل باشد نظير فرموده حقتعالى:
و زلزلوا حتّى يقول الرّسول.
شاهد در « يقول » است كه در قرائت قرّاء ستّه منصوب آمده زيرا اگر چه زمانش ماضى است ولى چون نسبت به « زلزلوا » مستقبل و آتيه محسوب مىشود آنرا مؤوّل به مستقبل فرض مىكنند.
مصنّف گويد:
و بعد از فائى كه در جواب نفى يا طلب محض آمده « ان » نصب مىدهد و استتارش حتمى و قطعى است.
شارح گويد:
مقصود از « طلب » هفت چيز است:
١- امر.
٢- نهى.
٣- دعا.
٤- استفهام.
٥- عرض.
٦- تحضيض.