المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦٩ - عوامل نصب
|
يابن الكرام الا تدنوا فتبصر ما |
قد حدّثوك فما راء كمن سمعا |
يعنى: اى پسر جماعت كريمان آيا نزديك نمىشوى پس ببينى آنچنان چيزى كه به آن تو را خبر دادهاند، پس نيست بيننده چيزى مثل كسى كه شنيده باشد آن چيز را.
شاهد در « تبصر » است كه بعد از « فاء » در جواب عرض يعنى « الا تدنوا» به « ان » مقدّر منصوب شده است.
و مثال تحضيض مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
لو لا تعوجين يا سلمى على دنف |
فتخمدى نار وجد كاد يفنيه |
يعنى: چرا ميل نمىكنى اى سلمى بربيمار عشقى، پس فرونشانى آتش شوقى را كه نزديكست فانى و نابود سازد او را.
شاهد در « تخمدى » است كه بعد از « فاء » در جواب تحضيض يعنى « لو لا تعوجين» به « ان » مقدّره منصوب شده است.
و مثال تمنّى همچون فرموده حقتعالى:
يا ليتنى كنت معهم فافوز ( كاش با ايشان بودم پس رستگار مىشدم).
شاهد در « افوز » است كه بعد از « فاء » در جواب تمنّى يعنى « ليتنى » به « ان » مقدّره منصوب شده است.
سپس شارح مىگويد:
گفته شد كه فعل مضارع بعد از فائى كه در جواب نفى يا طلب محض آمده به « ان » مقدّره منصوب مىشود، اكنون مىگوئيم:
اگر فاء براى غير جواب بوده مثلا براى مجرّد عطف باشد يا نفى و طلب غير محض باشند البتّه رفع فعل مضارع واجب و لازم است.
مثال فعل مضارعى كه بعد از فاء عاطفه قرار گرفته نظير آنچه در قول جميل بن عبد اللّه بن معمّر آمده:
|
ألم تسئل الرّبع القواء فينطق |
و هل يخبرنك اليوم بيداء سملق |
يعنى: آيا نمىپرسى منزلى را كه اين صفت دارد خالى است از اهل خود، پس آن منزل به سخن درآيد و جواب گويد تو را و آيا خبر مىدهد البتّه تو را آن محبوبه در امروز از بيابان مهلك خالى از آب و گياه خوفناك.
شاهد در « ينطق » است كه اگر چه بعد از « فاء » قرار گرفته ولى چون فاء عاطفه است نه جوابيّه مرفوع گرديده.