المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧١٤ - مبحث«لو»
و يا احيانا ثبوت آن بطريق ضعيفتر باشد مانند:
لو انتفت اخوّة الرّضاع ماحلّت للنسب.
( اگر اخوّت رضاعى منتفى مىبود آن زن براى فلانى حلال نمىبود زيرا خواهر نسبى وى محسوب مىشد).
يعنى حالا كه اخوّت رضاعى منتفى نيست بلكه آن زن خواهر رضاعى او مىباشد باز ازدواج ايندو حلال نمىباشد منتهى عدم حلّيّت بخاطر رضاع ضعيفتر است از عدم حليّت بخاطر نسب.
مصنّف مىگويد:
كلمه « لو » بندرت پهلوى فعل مستقبل در مىآيد ولى بايد توجّه داشت كه در صورت داخل شدن برسر فعل مستقبل مقبول و پذيرفته است.
شارح گويد:
مانند آنچه در قول توبة بن حمير وارد شده است:
|
و لو انّ ليلى الا خيليّة سلّمت |
علىّ و دونى جندل و صفائح |
|
|
لسلّمت تسليم البشاشة او زقى |
اليها صدّى من جانب القبر صائح |
يعنى: و اگر ليلاى منسوب به بنى اخيل سلام كند برمن و حال آنكه نزد من باشد سنگ لوح قبر و سنگهاى نازك پهنى كه برروى قبر فرش مىكنند و اين كنايه از آنست كه او مرده باشد هرآينه جواب سلام او مىگوئيم نوع سلام گفتن مرد صاحب بشاشت و خوشروئى يا آنكه صيحه زند بسوى آن ليلى صداى مرغى كه از سر من بيرون آيد از جانب قبر من كه اين صفت داشته باشد كه صيحه زننده باشد.
شاهد در سلّمت» است كه معنا مستقبل بوده و « لو » برسرش درآمده است.
قوله: امتناع ما يليه: مقصود از « مايليه » شرط مىباشد.
قوله: و استلزامه لتاليه: ضمير در « استلزامه » به « مايليه » راجع بوده چنانچه ضمير در « لتاليه » نيز به آن عود مىكند.
قوله: و يوافقه: ضمير مفعولى به ما قاله المصنّف فى شرح الكافية راجع است.
قوله: و هو اكثر تحقيقا الخ: ضمير « هو » به الموافق لما قاله المصنّف راجع است.
قوله: من انّه ينتفى الثانى: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: ان ناسب الاوّل: ضمير در « ناسب » به « لتالى » راجع بوده و مقصود از « مناسب بودن دوّمى با اوّلى» ملازم بودن با آن مىباشد.