المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١١٨ - مبحث حذف
است كه در اصل « وعد » بوده، سپس واو را كه فاء الفعل آن بود حذف كرده و عوض واو محذوفه در آخرش تاء آورديم.
مصنّف گويد:
و حذف همزه « افعل » در مضارع و دو صيغه وصف مستمر است.
شارح گويد:
منظور اينست كه در باب « افعال » شايع و مستمر است كه همزه باب را در فعل مضارعش حذف مىكنند مثلا در متكلّم وحده از اين فعل مىگويند: أكرم در حالى كه اصل آن اأكرم بوده و چون در همزه اجتماع كرده بودند همزه دوّم كه همزه اين باب است را حذف كردند و اصل حذف همزه در همين صيغه متكلّم وحده بوده و در بقيه صيغ حذف همزه طردا للباب صورت مىگيرد مانند حذف همزه در صيغههاى:
يكرم و تكرم و نكرم.
سپس شارح گويد:
و نيز دردو صيغه وصف از اين باب (باب افعال) يعنى در اسم فاعل و اسم مفعول همزه باب را حذف مىكنند مانند: مكرم و مكرم چه آنكه اصل ايندو ماكرم و ماكرم بوده كه پس از حذف همزه بصورت فعلى درآمدهاند.
مصنّف گويد:
ظلت و ظلت در « ظللت » استعمال شده و قرن در اقررن مستعمل بوده و در آن قرن نيز نقل گرديده است.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: در ظللت (بفتح ظاء و كسر لام اوّلى) كه ماضى مضاعف مكسور العين و صيغه متكلّم وحده است دو لغت ديگر استعمال شده:
١- ظلت (بفتح ظاء).
٢- ظلت (بكسر آن).
البتّه لغت دوّم بنابر اينست كه ابتداء حركت عين را به فاء نقل داده و سپس عين الفعل را حذف نمودهايم و در لغت اوّل صرفا عين الفعل را حذف كردهايم بدون اينكه نقل حركتى صورت بگيرد.
و امّا لفظ سوّميكه « ظللت » باشد مطابق با اصل بوده و آن را با تمام حروفش