المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٩٨ - موارد عدم اعلال
سوّم و چهارم نيز ياء و واو به الف قلب نشدهاند با اينكه قبل از آنها مفتوح است و وجه آن اينست كه در آخرشان الف مقصوره كه از مختصّات اسم به حساب مىآيد آمده.
مصنّف گويد:
و قبل از « با » نون را به ميم قلب كن مشروط به اينكه نون ساكن باشد.
شارح گويد:
اعمّ از آنكه نون و باء در يك كلمه بوده يا در دو كلمه باشند.
مصنّف گويد:
مانند: من بت انبذا.
شارح گويد:
يعنى: من قطعك اطرحه (كسى كه از تو بريد او را رها نما).
شاهد در « نون » انبذا است كه در وقت قرائت به ميم قلب مىشود.
متن: «٩٧٦»
|
لساكن صحّ انقل التّحريك من |
ذى لين آت عين فعل كأبن |
تجزيه و تركيب
لام: حرف جرّ به معناى « الى ».
ساكن: مجرور به « لام » ، موصوف.
صحّ: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، صفت براى « ساكن » و ضميرفاعلى در آن به « ساكن » راجع است.
انقل: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، متعدّى.
التحريك: مفعول براى « انقل ».
من: حرف جرّ.
ذى: اسم به معناى صاحب، مجرور به « من » ، متعلّق به « انقل » ، مضاف.
لين: مضاف اليه.
آت: اسم فاعل، صفت براى « ذى لين».
عين فعل: مضاف و مضاف اليه.
كاف: حرف جرّ.
ابن: مجرور به « كاف » ، متعلّق باستقرّ، خبر براى مبتداء محذوف.