المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٨٤ - مبحث حكايت
نقل نمودن حالات « رجل » از قبيل افراد، تذكير، رفع و غيره را به « اىّ » اصطلاحا حكايت گويند.
بعد از اين توضيح مختصر مىپردازيم به ترجمه و شرح عبارات كتاب:
شارح گويد:
مقصود مصنّف اينست كه:
آنچه از قبيل رفع و نصب و جرّ و تذكير و تأنيث و افراد و تثنيه و جمع براى كلمه نكرهاى ثابت است در مقام حكايت و سؤال از آن به « اىّ » آن حالات را بايد براى « اىّ » قرار داد اعمّ از آنكه « اىّ » در حال وقف بوده يا متّصل به كلمه بعد باشد.
بنابراين در مقابل كسى كه گفته است:
رأيت رجلا و امرأة و غلامين و جاريتين و بنين و بنات.
در مقام سؤال و حكايت بايد گفت:
ايّا و ايّة و ايّين و ايتين و ايّين و ايّات.
مصنّف گويد:
آنچه را كه براى نكره ثابت است در مقام حكايت هنگام وقف نمودن براى « من » ثابت نما و مطلقا نون آخر حركت بده و آن حركت را اشباع كن.
شارح گويد:
مقصود اينست كه: حالات نكره را تنها در هنگام وقف نمودن بر « من » مىتوان براى آن ثابت كرده و نقل داد.
و بايد توجّه داشت كه « نون » از « من » را چه در حال وقف و چه در هنگام وصل بايد حركت داد و سپس حركت را اشباع نمود تا از اشباع حركت ضمّه در مورد حكايت مرفوع واو توليد شده و از اشباع حركت فتحه در هنگام حكايت منصوب الف پديد آمده و از اشباع حركت كسره در جائى كه مجرور را حكايت مىكنند ياء حاصل شود، بنابراين به كسى كه گفته:
لقينى رجل (ملاقات نمود با من مردى).
بگو: منو (چه كسى)؟
در اين مثال « من » حكايت رفع « رجل » را نموده لذا نونش را ابتداء مضموم كرده و سپس از اشباع ضمّه « واو » توليد شده است.
و به شخصى كه گفته: