المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٦٠ - مبحث نسب
مصنّف گويد:
وزن « فعل » با « فاعل » و « فعّال » در مورد نسبت بكار رفته و ما را از ياء نسبت بىنياز مىكند.
شارح گويد:
حاصل مراد مصنّف اينست كه: گاهى براى ساختن اسم منسوب از ياء مشدّد استفاده نكرده بلكه بدين منظور وزنى از اوزان را انتخاب مىكنند چنانچه اوزان ذيل در كلماتى كه ذكر مىشوند برنسبت دلالت داشته و بدينوسيله ما را از ياء نسبت مستغنى مىكنند اين اوزان عبارتند از:
فاعل مانند: لابن (صاحب لبن و شير).
فعّال نظير: تمّار (صاحب تمر و خرما).
فعل مثل: طعم (صاحب طعم و مزه).
قابل توجّه آنكه در دو وزن اخير معناى مبالغهاى كه ايندو براى آن وضع شدهاند وجود ندارد تا از دلالت برنسبت خالى باشند.
و برهمين معناى نسبت حمل شده كلمه « ظلّام » در فرموده حقتعالى:
و ما ربّك بظلّام للعبيد ( خداوند تو صاحب ظلم به بندهگان نيست).
پرواضح است اگر « ظلّام » بمعناى موضوع له خود كه مبالغه است باشد معنا فاسد مىگردد.
زيرا در اين صورت معناى آيه چنين مىشود.
پروردگارت زياد به بندهگان ظلم نمىكند.
پروردگارت زياد به بندهگان ظلم نمىكند.
يعنى نستجير باللّه، خداوند كم ظلم مىنمايد و بديهى است كه اين معنا فاسد و قابل قبول نيست.
مصنّف گويد:
غير آنچه را كه قبلا تقرير نمودم برنقل از عرب بايد اقتصار كرد.
شارح گويد:
منظور اينست كه اگر اسم منسوبى يافت شد كه برخلاف قواعد مذكور بود بايد آن را برنقل از عرب و سماع از ايشان موقوف نموده و مورد قياس قرار نداد چنانچه حضرات در اسم منسوب به « دهر » مىگويند: دهرىّ و در منسوب به اميّه، اموىّ و در