المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٦٧ - مبحث ابدال
قرئى بروزن برثن و قرئى بروزن جعفر و قرئى بروزن زبرج و قرئى بروزن قمطر كه جملگى از مادّه « قراء » يعنى طلب ضيافت مىباشند و « ياء » در مثال اخير كه بروزن « قمطر » است سالم مىباشد زيرا ما قبلش ساكن است و در مثال سوّم كه بروزن « زبرج » است ساكن بوده زيرا همچون ياء قاض مىباشد و در مثال دوّم كه بروزن « جعفر » است به الف قلب مىشود زيرا متحرّك و ماقبل مفتوح مىباشد و در مثال اوّل كه بروزن « برثن » است آنچه در « ايد » عمل شده به آن نيز بجا آوردهايم يعنى آن را ساكن كرده و ضمّه ماقبلش را به كسره بدل نمودهايم زيرا مناسبت مقتضى است كه قبل از ياء كسره باشد نه ضمّه.
مصنّف گويد:
و در همزه دوّم « أومّ » و نظير آن دو وجه را قصد كن.
شارح گويد:
مقصود از « نظير أؤمّ» هركلمهاى است كه داراى دو همزه بوده و اوّلى آن مفتوح و دوّمى مضموم باشد.
و منظور از « دو وجه مذكور» قلب همزه دوّم به واو و ابقائش برحال خود مىباشد.
متن: «٩٥٣»
|
و ياء اقلب ألفا كسرا تلا |
أو ياء تصغير بواو ذا افعلا |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
ياءا: مفعول دوّم براى « اقلب ».
اقلب: فعل امر، مفرد، مذكّر، حاضر، متعدّى به دو مفعول.
الفا: مفعول اوّل براى « اقلب » ، موصوف.
كسرا: مفعول مقدّم براى « تلا ».
تلا: فعل ماضى، مفرد، مؤنّث، غائب و ضمير فاعلى در آن مستتر است و جمله فعل و فاعل و مفعول صفت است براى « الفا ».
او: حرف عطف.
ياء: اسم، مضاف، معطوف به « كسرا ».