المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٩١ - فصل مبحث عوامل جزم
|
استغن ما اغناك ربّك بالغنى |
و اذا تصبك خصاصة فتجمّل |
يعنى: اظهار بىنيازى كن مادامى كه پروردگارت تو را بىنياز كرده است و هرگاه برسد تو سختى و پريشانى پس اظهار خوشنودى و نيكى بنما.
شاهد در « اذا » است كه « تصبك » را در شعر جزم داده است.
مصنّف در شرح كافيه گفته است:
اصحّ از نظر ما اينست كه در نثر اين معنا ممنوع بوده و اذا فعل را در غير شعر جزم نمىدهد زيرا در كلمات و عبارات وارد نشده است.
سپس مصنّف در متن گويد:
كلمه « اذما » همچون « ان » حرف بوده و باقى ادوات جزم اسم مىباشند.
شارح گويد:
دليل برحرف بودن « اذما » اينست كه لفظ « اذ » را از معناى اصلى كه ظرفيّت باشد سلب نموده و سپس آنرا با « ما » زائده استعمال نمودهايم و پرواضح است در چنين استعمالى حتما كلمه مزبور بايد حرف باشد ولى باقى ادوات جزم اسم هستند بدون اينكه در آن اختلافى بين حضرات باشد مگر در خصوص « مهما » چه آنكه برخى آنرا حرف و بعضى اسم دانستهاند و اصحّ از نظر ما آنست كه اسم مىباشد بدليل آنكه در آيه سابق الذكر ضمير به آن برمىگردد و در علم ادب ثابت و مقرّر است كه ضمير هيچگاه به حرف رجوع نمىكند.
تنبيه
سپس شارح گويد:
ادات جزم بردو قسمند:
الف: پارهاى از آنها برزمان يا مكان دلالت داشته و باصطلاح ظرف مكان يا زمان مىباشند همچون:
متى، اين، انّى، حيث.
ب: برخى ديگر غير ظرف هستند نظير:
من، ما، ان، اذما.
دسته اوّل محلّا منصوب هستند و عامل در آنها فعل شرط مىباشد و دسته دوّم محلّا مرفوع بوده تا مبتداء باشند مشروط باينكه فعل شرط از آنها روگردانده و