المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٩٩ - مبحث اماله
يمله: فعل و فاعل و مفعول، فعل شرط براى « من ».
لم يصد: فعل مضارع مجزوم به « لم » جواب براى « من » و جمله « من » با فعل شرط و جوابش خبر هستند براى « درهماك ».
ترجمه:
سكونى كه پهلوى كسره واقع شده.
و فاصله شدن « ها » همچون فاصله نشدنش محسوب مىشود، بنابراين درهماك را كسى كه اماله مىكند از اماله آن هيچ منعى به وى متوجّه نمىباشد.
متن: «٩٠٦»
|
و حرف الاستعلا يكفّ مظهرا |
من كسر او يا و كذا تكفّ را |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
حرف: اسم، مضاف، مبتداء.
الاستعلاء: مضاف اليه.
يكفّ: فعل مضارع، مفرد، مذكّر، غائب، متعدّى، ثلاثى مجرّد از باب نصر، ينصر.
مظهرا: مفعول براى « يكفّ ».
من: حرف جرّ.
كسر: مجرور به « من » ، متعلّق به « يكفّ ».
او: عاطفه.
ياء: معطوف به « كسر ».
واو: عاطفه.
كذا: جارّ و مجرور، متعلّق به « تكفّ ».
تكفّ: فعل مضارع، مفرد، مؤنّث، غائب.
را: فاعل براى « تكفّ ».
ترجمه:
حرف استعلاء كسره يا ياء ظاهر را از اماله شدن باز مىدارد و همچنين « را » نيز از اماله شدن مانع مىشود.