المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠٥ - مبحث اماله
الف و « ق » فاصله قرار گرفتهاند.
مصنّف گويد:
و همچنين حروف استعلاء مانع از اماله مىشوند زمانى كه برالف مقدّم شده باشند مادامى كه مكسور يا ساكن بعد از مكسور نباشند همچون: مطواع.
شارح گويد:
منظور اينست كه: حروف استعلاء اگر چه برالف مقدّم شده باشند باز از اماله آن جلوگيرى مىكنند مشروط به اينكه مكسور نبوده يا ساكن بعد از حرف مكسور نباشند مانند: غالب.
شاهد در « غ » است كه از حروف استعلاء بوده و قبل از « الف » واقع شده و مفتوح است نه مكسور لذا مانع از اماله شدن الف مىباشد.
بخلاف آنجائى كه مكسور است نظير: غلاب كه غين مكسور بوده لذا از اماله شدن الف ممانعتى ندارد.
و نيز بخلاف موردى كه ساكن و بعد از حرف مكسور قرار گرفته باشند نظير: مطواع.
شاهد در « ط » است كه ساكن بوده و بعد از « ميم » كه مكسور است قرار گرفته لذا از اماله شدن الف منع نمىكند.
سپس شارح گويد:
در شرح كافيه آمده است كه:
حروف استعلاء وقتى مكسور باشند از اماله الف مانع نمىشوند و در صورتى كه ساكن بوده و بعد از مكسور واقع شوند ممكنست از اماله مانع شده همان طورى كه امكان دارد از آن منع نكنند.
در صورتى كه مراد اين باشد:
حرف استعلاء اگر ساكن بوده و بعد از حرف مكسور واقع شود اماله الف حتمى نيست.
مىگوئيم:
در تمام احوال شأن اماله چنين بوده و اختصاص به اين فرض ندارد چنانچه شرح آن عنقريب خواهد آمد پس وجهى ندارد كه حتمى نبودن اماله را به اين صورت تخصيص داده و بدينوسيله تغاير آن با ما قبل را اعلام كنيم.