المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٠٤ - مبحث اماله
مانع از اماله شدن مىباشد.
شارح گويد:
حروف استعلاء عبارتند از:
ق- ظ- خ- ص- ض- غ- ط.
كه مجموع آنها در عبارت: قظ خص ضغط جمع مىباشند.
بهر صورت اين حروف مانع از اماله شدنكسره ظاهر يا ياء ظاهر مىباشند بخلاف كسره يا ياء خفى كه حروف مذكور از اماله آنها ممانعتى ندارند.
كسره خفى همچون كسره مقدّر و ياء خفى مانند يائى كه بالف قلب شده باشد مانند: طاب و قال چه آنكه « ط » و « ق » اگر چه از حروف استعلاء هستند و على القاعده مانع از اماله الف مىباشند ولى در ايندو مثال كه الف منقلب از ياء بوده و بدين ترتيب ياء مخفى مىباشد هيچ ممانعتى متوجّه اماله الف نمىشود.
و همچنين بايد توجّه داشت كه « راء » غير مكسوره نيز از اماله شدن الف ممانعت مىكند مانند: هذا عذار و عذاران و راشد.
چنانچه ملاحظه مىشود « راء » در اين سه مثال غير مكسور بوده لاجرم از اماله شدن الف جلوگيرى مىنمايد.
مصنّف مىگويد:
حروف استعلاء مانع از اماله شده مشروط باينكه بعد از الف و متّصل به آن بوده يا بعد از يك حرف يا دو حرف كه بين آنها و الف فاصله شده قرار گرفته باشند.
شارح گويد:
مراد اينست كه: مانع شدن حروف استعلاء از اماله شدن الف مشروط به اين است كه:
اوّلا: بعد از الف واقع شوند.
ثانيا: متّصل بالف بوده همچون ناصح.
يا در صورت انفصالشان از الف بين آنها و الف يا يك حرف و يا دو حرف فاصله شده باشد.
مثال فاصله شدن يك حرف همچون: واثق (شاهد در « ثاء » است كه بين الف و « ق ») كه از حروف استعلاء محسوب مىشود فاصله گرديده است.
مثال فاصله شدن دو حرف مانند: مواثيق (شاهد در « ثاء » و « ياء » است كه بين