المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦٨ - عوامل نصب
٧- تمنّى.
البتّه فعل مضارع بعد از فائى كه در جواب نفى يا يكى از اين شش چيز بيايد در صورتى به ان مضمره منصوب مىگردد كه نفى يا طلب محض باشد.
مثال نفى محض همچون فرموده حقتعالى:
لا يقضى عليهم فيموتوا ( نه به پايان رسد تا بميرند ...).
شاهد در « فيموتوا » است كه در جوابب نفى محض يعنى « لا يقضى» به « ان » مضمره منصوب شده است.
و مثال امر همچون قول فرزدق:
|
يا ناق سيرى عنقا فسيحا |
الى سليمان فتستريحا |
يعنى: اى شتر راه برو بنوع راه رفتن عنق با قدمهاى گشاده بطرف سليمان، پس استراحت نمائى.
شاهد در « فتستريحا » است كه بعد از « فاء » در جواب امر يعنى « سيرى » منصوب شده است.
و مثال نهى همچون فرموده حقتعالى:
و لا تطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى.
( و در آن طغيان و سركشى نكنيد پس مستحق غضب و خشم من مىشويد).
شاهد در « يحلّ » است كه بعد از « فاء » در جواب نهى به « ان » مقدّره منصوب شده است و مثال دعاء مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ربّ وفّقنى فلا اعدل عن |
سنن السّاعين فى خير سنن |
يعنى: اى پررودگار من، توفيقم بده تا ميل نكنم از طريقه سعىكنندگان در بهترين طريقه.
شاهد در « لا اعدل» است كه بعد از « فاء » در جواب دعاء يعنى « ربّ » به « ان » مقدّره منصوب شده است.
و مثال استفهام همچون فرموده حقتعالى: فهل لنا من شفعاء فيشفعوا لنا.
( آيا براى ما شفيعانى بوده تا شفاعت ما را بنمايند).
شاهد در « يشفعوا » است كه بعد از « فاء » در جواب استفهام يعنى « هل لنا» به « ان » مقدّره منصوب شده است.
و مثال عرض نظير آنچه در قول شاعر آمده: