المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١١٢ - فصل مبحث نقل حركت حرف عله به حرف ساكن صحيح
ترجمه:
فعلى كه از باب افتعال بوده و فاء الفعلش حرف لين باشد به « تاء » بدل مىگردد ولى اين ابدال در فعلى كه فاء الفعلش همزه است مانند: ائتكل شاذ مىباشد.
شرح عربى:
فصل
فى نوع من الابدال
( ذو اللّين فا) حال من ذو المبتداء المخبر عنه بأبدل العامل فى قوله: (تا فى افتعال أبدلا) كإتّسر و إتّصل، الأصل إيتسر و إيتصل و الظّاهر إوتصل و كذا تصاريفها (و شذّ) إبدال الفاء تاءا (فى) افتعال (ذى الهمز) كإتّزر و الفصيح إيتزر، و أمّا قوله: (نحو ائتكلا) إفتعل من الأكل فمثال لذى الهمز فى الجملة و ليس ممّا نحن فيه.
ترجمه و شرح:
فصل
در بيان نوعى از ابدال
مصنّف گويد:
فعلى كه از باب افتعال بوده و فاء الفعلش حرف لين باشد به « تاء » بدل مىگردد.
شارح گويد:
كلمه « فا » حال است از « ذو » كه مبتداء بوده و مخبر عنه است براى « ابدل » كه عامل است در « تاء ».
و به هرصورت مثال آنچه مصنّف آورده همچون: اتّسر و اتّصل.
اصل ايندو: ايتسر و ايتصل بوده است.
و على الظّاهر « ايتصل » در اصل اوتصل بوده زيرا مشتقّ از « وصل » است پس فاء الفعل آن حرف علّه است لذا وقتى به باب « افتعال » برويم فاء الفعلش را به « تاء » تبديل كرده و سپس آن را در « تاء » اين باب ادغام كرده « اتّصل » شد و همچنين است ساير تصاريف و مشتقّات آن.
مصنّف گويد:
ولى اين ابدال در فعلى كه فاء الفعلش همزه است مانند ائتكل شاذ مىباشد.
شارح گويد:
فاعل « شذّ » ضميرى است كه به « ابدال الفاء تاءا» راجع است و مثال آن: إتّزر مىباشد و لغت فصيح در آن « ايتزر » است و امّا قول مصنّف كه گفته « ائتكل » كه افتعل از مادّه أكل است مثال براى فعلى است كه اجمالا مهموز مىباشد و بايد توجّه داشت كه